غدر بر روى روزگار خويش نهاده ، شمس الدين مغونى « 1 » بود - شحنهء جيرفت - كه روى از محراب صواب گردانيده بود و اقتدا به مسيلمهء كذّاب « 2 » كرده و به ترّهات و تزوير رفيع خسيس گمراه ، گمراه گشته ، اتفاق نيك را درين حالت در جيرفت بود و به عشرت مشغول و از طوارق
[ شعر ]
« يا راقد الليل مسرورا باوّله * ان الحوادث قد يطرقن اسحارا « 3 » »
غافل . اتابك اميرى با چند غلام از پىاش فرستاد و او را در قبض آورد ، و اول حكمى كه بر وى فرمود خلاص امير مخلص الدين مسعود بود - و مخلص الدين مسعود خواجهاى بود از خواص خدم ملك ارسلان ، حقوق خدمات ثابت كرده و بارها از بهر او جان بر كف نهاده ، روزى به جيرفت ، در ديوان ، ميان او و رفيع مناقشتى رفت ، رفيع در آن باب غلوّ نمود تا « مخلص » را به « قلعهء سليمان » « 4 » فرستادند - و آن قلعه در حدود مغونست .
هامش
( 1 ) - مغون ، از آباديهاى كرمان است بر سر راه بافت به جيرفت .
( از مسالك الممالك اصطخرى ص 170 )
( 2 ) - مسيلمهء كذاب ، [ با ضم اول و فتح دوم ] از معاريف عرب از بنى يمامه كه ادعاى پيغمبرى كرد در زمان حضرت رسول و در سال 12 هجرى كشته شد .
مقصود از مسيلمه درين جا اشاره به رفيع است .
( 3 ) - اى كه شب را آرام خفتهاى شادان از برآيند آن ، آگاه باش كه در نيمههاى شب است كه حوادث در خانه را خواهد كوفت .
( 4 ) - قلعهء سليمان ، ظاهرا همان قلعهء سليمانى است كه از امهات قلاع جيرفت محسوب مىشود و اين قلعه در حوالى در فارد و بر فراز كوه سليمانى است . اين دژ ، بقول اعتماد السلطنه ، در سمت شرقى جيرفت و به شكل مخروطى است و 12 هزار قدم ارتفاع آنست و مشتمل است بر سه مرتبه و فقط يك راه دارد ، در هرمرتبه چندين بركه است كه در پناه كوه حفر شده است ، ( مرآت البلدان ) .