تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
به مهابط فاقه و عنا افتادند ، و غرباء كه در كسوت جمال و ثروت در آن شهر آمده بودند همه پلاس افلاس بر دوش ، روى به راه نهادند . القصّه ، بناء مصالحت ميان پادشاهان منهدم شد و در استعداد مكاوحت و استمداد مخالفت ، بهرام شاه از خراسان مدد خواست . امير ارغش زاوه‌اى و چاولى قوده - كش « 1 » و كريم الشرق ( ؟ ) را فرستادند . و ملك ارسلان عز الدين تنگر « 2 » را از يزد استدعا فرمود .

گفتار در ذكر محاربهء پادشاهان و ظفر يافتن ملك ارسلان بعد از فرار لشكريان

چون اسباب محاربت از جانبين ساخته و پرداخته شد ، ملك ارسلان از جيرفت به راه شعب در فارد و سربيزن توجه نمود ، و ملك بهرام شاه نيز از دار الملك بم بر عزم استخلاص بردسير حركت كرد ، و در ماه ارديبهشت سنهء 562 خراجى « 3 » در حدود راين ، التقاء پادشاهان افتاد . چون لشكر خراسان حمله كردند اكثر حشم كرمان را پاى ثبات از جاى بشد و از مقر عزيمت روى به مفر هزيمت نهادند . اما ملك ارسلان و اتابك محمد قدم « النصر مع الصبر » بفشاردند و علم تجلّد برافراشتند ؛ ملك ، طرمطى را ديد كه عنان انحراف برميگردانيد ، گفت : هىهى ! تو [ هم ] بخواهى رفت ؟ ! طرمطى در سكر وحشت خجل و دهشت وجل « 4 » سرگشته شد و بناكام بايستاد ، حق تعالى امداد نصرت فرستاد و نسيم ظفر از مهبّ « 5 » لطف الهى وزيدن گرفت ، و علم
هامش
( 1 ) - قوده‌كش ، ظاهرا بايد مركب باشد از قوده [ با فتح قاف و سكون واو ] بمعنى اسب جنيبت و يدك ، و كش از مصدر كشيدن : در واقع كسى كه اسب جنيبت حاكمى را هدايت كند يدك‌كش . قوده در اصلاح محلى معنى بافه و دستهء علف را هم ميدهند . ( 2 ) - در متن ليدن عز الدين تنگر و در متن بدايع دكتر بيانى عز الدين لنگ و در حاشيه لنگر چاپ شده و البته صحيح همان عز الدين لنگر است كه معروفترين اتابكان يزد بود برادر ركن الدين سام . او ظاهرا در 584 به اتابكى رسيده است و وفات او در 604 روى داده است . البته درين تاريخ كه ازو دعوت به عزيمت كرمان شده ، قاعدة هنوز به مقام اتابكى نرسيده بوده است . ( 3 ) - 569 هلالى ( ؟ ) ( 4 ) - وجل ، باد و فتح : ترس و وحشت ( 5 ) - مهب ، جاى هبوب ، آنجا كه باد از آن‌جا برخيزد .