تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

گفتار در ذكر جلوس ملك ارسلان بر سرير دار الملك بردسير ، كرّت ديگر

بعد از توجه ملك بهرام شاه بجانب دار الملك بم ، ملك ارسلان در دار الملك بردسير آمد ، و وزير او در لشكرگاه جوانى بود اصفهانى از اسباط نظام الملك ؛ و زيادت هدايتى نداشت - - اما در اصفهان ملك ارسلان را خدمتها كرده بود و اين منصب خريده - و در مقام لشكرگاه و غله بر صحرابى كفايت او كار مىرفت « 1 » و رشد و غّى « 2 » او اثرى نداشت . چون در شهر آمدند ، او مردى غمر « 3 » غريب بود . در استيناف مصالح ممالك و تدارك خلل و تقرير امور جهانبانى حاجت افتاد به فحلى باذل با كفايتى كامل و تدبيرى شامل ، ناصح الدين ابو البركات [ را ] - كه وزير ملك طغرل بود و از آن رتبت استعفاء خواسته و در خرقهء اهل تصوف گريخته و از دنيا با كنار شده - در ميان كشيدند و اسم وزارت بر وى نهاد و او با عصاء و خرقهء كبود ، تن در آن داد و عدل و ظلم هرچه پيش آمد مباشرت آن كرد ، و ديوان عدوان در مساجد و رباطات و مدارس ميداشت « 4 » ، و ظاهرا املح المتقدمين و افصح المتأخرين حافظ شمس الدين محمد شيرازى در باب چنين صوفيان گفته :
هامش
( 1 ) - جمله چنين است ، و در بدايع دكتر بيانى : و در مقام لشكرگاه و غلبه بر صحرا بى كفايت او كار مىرفت ، هرچند معنىدارتر است اما به كلى رفع اشكال نمىكند . ( 2 ) - غى ، گمراهى ( 3 ) - غمر ، با فتح اول و سكون ثانى : جاهل و نادان . ( 4 ) - به نظر مىرسد كه اين نخستين بار باشد كه از مدارس و مساجد و خانقاهها براى مسايل سياسى و رتق و فتق امور ديوانى مستقيما استفاده شده باشد ؟
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 73 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم