عزل و نصب وزراء
ملك بهرام شاه چون بم مسلّم كرد و پسر [ ابو ] مفاخر باز دست آورد ، وزير ضياء الدين ابو المفاخر و پسر را در مصادره و مطالبه هلاك كرد ، و روزى چند وزارت به زين الدين كيخسرو داد كه وزير پدرش بود . پس ناصر الدين افزون كه محتشم و صاحب منصب كرمان بود التزامها نموده وزارت قبول كرد و چندگاهى در ظلمت آن سودا خبط عشوا كرد « 1 » . وزارت او علاوهء رنج مردم شد چه از لشكر غريب و نزول منازل و سرايهاى خاص و عام و انواع تكليف ، مردم در رنج بودند . پس او را معزول كردند و رئيس رستم ماهانى را بجاى او بداشتند .
قتل برادر
شبى بهرام شاه در مجلس عشرت . با تركانشاه برادر كهين آغاز عربده نهاد ، آن كودك دانست كه دبران « 2 » ادبار طالع شد و عقارب اقارب در حركت آمد . از مجلس برخاست و در پناه گلبنى گريخت ، بهرام شاه بفرمود تا او را باز جستند ، و هلاك كرد .
و بهرام شاه در سنهء 559 خراجى عزيمت جيرفت ننمود « 3 » از جهت اتصال ملك ارسلان به حضرت « 4 » عراق .
گفتار در باز آمدن ملك ارسلان بن طغرل از حضرت سلطان ارسلان بن طغرل با لشكر عراق و متحصن شدن بهرام شاه در گواشير
ملك ارسلان چون از مصاف جيرفت در ضمان سلامت بيرون شد روى به حضرت
هامش
( 1 ) - هو يخبط خبط عشواء ، اى يتصرف فى الامور على غير بصيرة . و العشواء ، مؤنث الاعشى : آنكه پيش پاى نبيند .
( 2 ) - دبران ( با دو فتح ) : منزلى از منازل قمر كه پنج ستاره در برج ثور را مشتمل مىشود .
( 3 ) - ظاهرا مقصود آنست كه آن سال استثناء بر خلاف سالهاى ديگر ، زمستان را به جيرفت نرفت . چه سلاطين سلجوقى كرمان سالى پنج ماه را در جيرفت ميگذراندند .
( 4 ) - حضرت : دربار ، درگاه ، آستان .