تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
بود . چون مسافت در ميان دو لشكر نزديك شد لشكر فارس زخم خورده بودند ، در حال طعام پخته و خيمهء زده و بنگاه گذاشته سپر مخالفت افكندند و سر نيزه و روى علم با شيراز گردانيد . لشكر گرمسير در آن بردسير رطبى ديدند چون عقيق مذاب آب‌دار و چون قارورهء شهد خوشگوار ، عنان نفس رها كردند . هواى گرم نامعتاد در ايشان اثر كرده بيمارى در ايشان ظاهر شد ، وبائى حادث و جمعى كثير از اتراك در آن حالت سهمناك هلاك شده روى به مغاك خاك نهادند . ملك ارسلان عنان عزم از آن طرف زى جيرفت گردانيد ، بيمارى غلامان و هلاك لشكر برقرار .

گفتار در بازآمدن بهرامشاه از خراسان بجيرفت و محاربه با برادر و هزيمت ملك ارسلان و استعانت جستن از حضرت عراق

ملك بهرام شاه چون بخراسان رسيد بر ملك مؤيّد آن عرض داد - از جواهر نفيس و ملابس فاخر و نقود نامعدود و اجناس مختلف و اوانى مرصّع و آلات مجالس و ديگر نفايس - كه هرگز در ممالك خراسان نه در خزانهء سلطان سنجر ديده بودند و نه در مكنت امراء او ، لا جرم سه هزار مرد به وى داد چون شير درنده و چون شمشير برنده ، شيران كارزار و دليران روزگار و هزبران روزكار ، و از جملهء امراء بزرگ سيف الدين تنگز و بغراتگين و صلاح الدين ميمون و ارغش زاوه « 1 » در خدمت او روان گردانيد ، و در وقت تعيين عدد مدد ، ملك مؤيّد با مؤيد الدين گفت : زنهار تا درين لشكر به عين استحقار و نظر استقلال « 2 » منگريد ، چه اگر به عدد اندك مىنمايد در آن ميان مرد هست كه او را بهزار مرد نهاده‌اند : اينك ارغش زاوه‌اى . بهرام شاه از راه سيستان بكرمان آمده در ماه اسفند ارمذ سنهء 558 خراجى
هامش
( 1 ) - در نسخهء ليدن و بدايع دكتر بيانى : ارغش‌زاده ، و ظاهرا منسوب به زاوه باشد . ارقش كلمه‌ايست تركى مركب از : ار ، ير مرد ؛ و غش پروازكننده ، كه مىتوان آن را « پرنده مرد » ترجمه كرد . ( 2 ) - استقلال : كم و قليل شمردن .