عراق نهاد ، و عراق در آن زمان سلطان ارسلان بن طغرل « 1 » داشت ، و مدبّر ملك اتابك ايلدگز « 2 » ، و مادر سلطان كه حاضنهء « 3 » سلطنت و ملكهء ايران بود در حكم او ، و فرزندان بزرگ چون اتابك پهلوان و اتابك قزل ارسلان و غيرهما آورده بود ، و ملك عراق بر سنن استقامت جارى ، و كتايب نصرت و ظفر در ظلّ چتر سلطانى متناصر و مترافد ، و كتب فتح بلاد و قمع اعادى از جوانب متوارد .
اتفاقا ملك ارسلان وقتى رسيد كه اتابك ايلدگز اينانج در قلعهء طبرك « 4 » رى دربندان « 5 » ميداد . به يمن مقدم او ، هم در آن هفته ، شبى اينانج را كشتند و قاتل مشخص نشد « 6 » .
و رى بر مّتها « 7 » در حوزهء ملك سلطان آمد ، و فتحى كه در حساب خواطر ضماير و وهم نبود روى نمود .
هامش
( 1 ) - ارسلان بن طغرل بن محمد بن ملكشاه ، هشتمين سلطان سلجوقى عراق و كردستان كه از 556 تا 571 سلطنت كرد . پادشاهى خوبصورت و نيكوسيرت و باحيا و رحمت بود .
جهانآرا مرگ او را در نيمهء جمادى الاخر سال 571 نوشته است .
( 2 ) - اتابك نصرة الدين محمد بن ايلدگز برادر مادرى ارسلان بن طغرل و تقريبا زمام همه كار بدست او بود ، او در 582 وفات كرد .
( 3 ) - نگهدارنده و سرپرست ، آنكه طفلى را حضانت كند .
( 4 ) - طبرك ( با سه فتح ) دژى است بر فراز كوهى خرد نزديك رى ، اين قلعه را طغرل ابن ارسلان شاه در سال 588 خراب كرد . لشكريان چندان بن و پيهاى آن را كاويدند تا آنجا را با خاك يكسان كردند .
( 5 ) - دربندان ، مراسم محاصره كردن شهرها و قلاع و بستن دروازهها ، تركيبى از نوع آئينهبندان و چراغان و امثال آن ،
( 6 ) - در اواخر سال 555 حسام الدين اينانج كه سابقا به طرف مازندران گريخته بود بنزد سلطان تكش به خوارزم رفته ازو لشكر ستانده به ولايت عراق شتافت و در حوالى قزوين دست به قتل و غارت برآورد ، در 563 باز به رى آمد . سلطان ، اتابك نصرة الدين محمد بن ايلدگز را به جنگ فرستاد و قرار به مصالحه و ملاقات شد ، برحسب تقدير در شبى كه صباحش موعد ملاقات بود اينانج را در منزلش كشته يافتند و هيچكس ندانست كه آن امر از كه صادر شد . ( حبيب السير )
بنابراين اين سفر ملك ارسلان بايد در سال 563 ه ( - 556 خراجى ؟ ) صورت گرفته باشد .
( 7 ) - رمه ، ( با ضم اول و ميم مفتوح مشدد ) ، قطعه از هرچيز ، و يقال اعطاه الشيى برمته اى بجملته .