موافق سنهء 566 خبر توجه بهرام شاه به جيرفت رسيد و ملك ارسلان با مشتى حشم بيمار پرتيمار ميان اقدام و احجام « 1 » فروماند : نه روى گريز و نه طاقت ستيز ، و انديشهء او در طريق مختلف مشعب .
بالاخره تقديرى كه سابق بود عزيمت او را بر مدافعت دشمن و مقارعت خصم مقصور گردانيد و با لشكرى كه حاضر بود و قوت ركوب داشت از جيرفت بيرون آمد و بر صحراى قمادين التقا افتاد و لشكر كرمان را چشم زخم رسيد و ملك ارسلان و اتابك محمد و اكثر امراء عاز جنگ بيرون شدند و روى بصوب عراق نهاد و تركان شاه برادر كهين ملك ارسلان [ را ] با فوجى از اصحاب عمايم و رجالهء ديالم دستگير كردند و همه را به نكال و عذاب موقوف داشتند .
غارت جيرفت
و قمادين موضعى بود بر در جيرفت ، مسكن غرباء روم و هند ، و منزل مسافران برّ و بحر . خزينهء متمولان ، گنج خانهء ارباب بضايع شرق و غرب .
لشكر خراسان در قمادين افتاد و استباحت آن خطهء فخمى و افتراع « 2 » آن عروس دوشيزه بر دست ايشان رفت و آن را عاليها سافلها كردند . و چند روز در جيرفت و نواحى و رساتيق بازار نهب و غارت قايم بود و قتل و شكنجه و تعذيب دايم .
و مؤيد الدين ، بزرگان ولايت را كه اسير بودند يكيك را ميخواند و به الوان جفا و انواع سرزنش و تقريع ميرنجاند . و اسم وزارت بر [ ابو ] مفاخر نهادند ، و از جهت استخلاص قلعهء بم او را مغرور داشت چه قلعهء بم در دست پسر وى بود .
و شحنهاى به بردسير فرستادند ، و فرمود تا صد هزار دينار نقد كرمانى از جهت نعلبهاى « 3 » لشكر بر شهر و رعيت قسمت كنند . چون شحنهء بهرام شاه به گواشير
هامش
( 1 ) - احجام ، باز ماندن و توقف كردن .
( 2 ) - افترع البكر ، از ال بكارتها
( 3 ) - نعلبها پولى بود كه مأمورين ديوانى و محصلين ماليات معمولا هنگام انجام مأموريت خود از محكومين دريافت ميداشتند و اين غير از اصل ماليات يا جريمه و در واقع براى ترميم سائيده شدن نعل سم اسبشان بود كه راهى را پيموده بود ، و بيچارهاى را زير مهميز كشيده بود !