تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 16

مساهمون:

صمقدمه ١٦
با اين مقدمات تكليف وضع تجارت و بازرگانى سخت روشن است . جنگ ارسلان و سابقعلى با لشكريانى « قريب شش هزار سوار و ده هزار پياده » در اطراف بم و خراب كردن ديوار شهر ، معلوم است كه نتايجى به بار آورده است . وضع كشاورزى و فلاحت نيز كمتر از صناعت و تجارت نبود ، با پر كردن قنوات و شكستن بندها و سدها ( خصوصا اطراف هليل رود ) ، ديگر كشت و زراعتى باقى نمىماند ، علاوه بر آن وقتى ميبينيم براى جنگ و خراب كردن شهر بم « جمله بازيار و كهكين حوالى بم و نرماشير جمع كردند و از هشت فرسنگ رود آوردند و در خندق افكند و آب غلبه كرد و ربض و ديوار شهر سر به نشيب خرابى آورد » « 1 » ديگر معلوم است كه چه فرصتى براى كشت و زرع و صرف نيرو به اصطلاح امروز « در راه صلح » باقى مانده است ؟ سپاهيان يزد و خراسان و فارس ، درست به موقع ، يعنى « بر سر غلهء توده و جو دروده » فرود مىآمدند . . . هر سال رعيت بيچاره وام ميكرد و خان و مان مىفروخت و تخم غله از طبس و ديگر جوانب ميخريد و مىكاشت ، و ديگرى ميدرود و مىخورد » « 2 » قتل ملك ارسلان در واقعهء جيرفت ( 572 ه . ) هم كار را فيصله نداد ، چه تورانشاه ، آلتى بىاراده در دست تركان بود ، علاوه بر آن سپاهيان اتابك زنگى از فارس و اتابك ركن الدين سام از يزد ، آن يك به هواى اتابك محمد و اين يك به طرفدارى مؤيد الدين ريحان ، دست از سر كرمان بر نميداشتند . ضعف تورانشاه و قدرت يافتن غلامان ، موجب پيدايش انقلاب روز جمعه در فروردين‌ماه 568 خراجى ( 575 ه . ) در مسجد جامع و انقلاب روز سه‌شنبه 13 تير 568 خراجى ( 575 ه . ) در شهر شد كه « اتابك و وزير نصير الدين ابو القاسم و ظهير الدين افزون و شهاب الدين كيا محمد بن مفرح و خواجه على خطيب و سابق الدين زواره‌اى و فخر الاسلام و شرف كوبنانى را كه اركان مملكت و اعضاد ملت و انصار دولت بودند در تيغ كشيدند و پاره‌پاره كردند » « 3 »
هامش
( 1 ) - متن كتاب ص 100 ( 2 ) - ص 118 متن ( 3 ) - ص 125 متن
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 16 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم