التجاء بهرامشاه به خراسان
عرصهء جهان ازين خبر بر بهرامشاه و مؤيد الدين تنگتر از سوراخ سوزن نمود و در طلب مفرّ و اختيار مقرّ انديشه كردند ، خلاصهء مشورت آن بود كه ملك مؤيّدّ « 1 » كه پادشاه خراسان است لشكرى تمام دارد ، و او را چون قريب العهد بسلطنت است هنوز خزانه جمع نشده است ، اگر مال و خزانهء خويش فداء او كنيم همانا حكم امداد و شرط انجاد بجاى آورد . بدين عزيمت روز آدينه آخر ماه خرداد سنهء 558 خراجى از دار الملك بردسير بيرون شدند و از راه خبيص روى بجانب خراسان نهادند .
ورود لشكريان فارس
در روز شنبه اول ماه تير من السنة ، ملك تورانشاه با لشكر فارس رسيد ، و شهر بردسير از لشكر خالى ، چند ديلم كه مقيم دروب « 2 » بودند ، و قاضى ولايت ، در حفظ شهر و ضبط حصار جدّ نمودند .
و لشكر فارس بر ظاهر شهر و نواحى خرابى بسيار ميكرد « 3 » .
چهار روز بر اين جمله بگذشت ، بامداد روز پنجشنبه « 4 » ، بىخبر مردم ، رايات منصورهء ملك ارسلان از جانب بم بر قصد و كيد بهرامشاه برسيد و بر سر تورانشاه و لشكر فارس افتاد و چون هدايت ربّانى و قضاء يزدانى مساعدت نمود هفتصد غلام كه عدد لشكر ملك ارسلان بود پنجهزار مرد فارسى را هزيمت كرد ! و اين اول مصافى بود كه در كرمان واقع شده بود .
حشم و غلامان كرمان تا آن غايت جنگى نديده بودند و مصافى نكرده و آئين
هامش
( 1 ) - ملك مؤيد آىابه نام مملوكى از سلطان سنجر بود كه در 548 بر نيشابور و طوس و نساوا بيورد و دامغان استيلا يافت و در 569 بر دست تكش خوارزم شاه مغلوب و مقتول شد .
او سلسلهء مؤيديه را در خراسان بوجود آورد ، پس ازو پسرش طغانشاه بن مؤيد آيبه بحكومت رسيد و در 581 وفات كرد و در 583 تكش مستقلا خراسان را زير نظر گرفت .
( 2 ) - دروب جمع درب ، در دروازه .
( 3 ) - ملك تورانشاه به بردسير رسيد و بر تخت سراى دشت نشست و لشكر فارس سر در ولايت نهاد و به غارت و تاراج مشغول شد و شهر بردسير را درها ببستند و پلها بشكستند و در شهر عوام رعيت و چند مرد ديلم بود . ( عقد العلى ص 10 )
( 4 ) - عقد العلى : پنجم ماه تير . . .