و قوانين رزم و رحمت بر اسيران نميدانستند ، شمشير بر اهل فارس نهادند ، و خلقى بسيار هلاك كرد و قومى را در قبض آورد ، و ملك ارسلانرا فتحى شگرف برآمد ، و تورانشاه منهزم بجانب فارس رفت و در يكهفته سه پادشاه ، كرمان تصرف كرد !
پس كلى ممالك كرمان ملك ارسلانرا مسلم شد از شوايب منازعت و خصوم صافى ، چون اتابك محمد شرايط بندگى نيكو بتقديم رسانيده بود منصب دادبگى و اتابگى و شحنگى دار الملك بردسير هرسه ، چنان كه باسم و رسم اتابك بزقش بود ، باز قطب الدين محمد فرمود .
وزارت در بم به ضياء الدين ابو المفاخر كه مشرف ديوان بم بود مفوّض فرموده بود ، چه وقت طلوع رايات منصورهء ارسلانى بشقّ بم خدمتهاى پسنديده كرده بود و جان و مال بر كف فدى نهاده ، برقرار صدر وزارت او را مسلّم ماند ، و بمزيد تمكين و تقويت مخصوص شد .
و او مردى جوانمرد بود و محمود اخلاق و اقبال ، در كنوز بر وى گشاد و ودايع و امانات بسيار كه مؤيد الدين ريحان به معارف و خواجگان شهر داده بود همه بديوان ملك ارسلان آوردند و كار خزانه و سراى و خرج خيل از آن به نوا شد .
و پنج شش ماه نطاق ملك مسدود بود و رواق امن محدود ، مردم به خواب رفاهيت فرو شدند و پنداشتند كه تورانشاه تيغ طلب ملك باز نيام كرد و بهرام شاه دست از ملك جوئى بشست !
در اوايل خريف تورانشاه ديگر [ بار ] لشكر خواست و به حدود فرگ « 1 » و طارم « 2 » آمد . از بردسير ملك ارسلان با سپاهى جرّار چون شير گرسنه از مرغزار بيرون آمد و روى بجانب گرمسير نهاد . و ملك تورانشاه بحدود دشت بر « 3 » درآمده
هامش
( 1 ) - فرك ( پرك ) از توابع بلوك سبعهء فارس است هفت فرسنگى ميانه جنوب و مشرق كپكان ( فارسنامهء ناصرى )
( 2 ) - طارم ميانه مشرق و جنوب فرك و دوازده فرسنگى سرچاهان است ،
( 3 ) - دشت بر ، از توابع ارزويه ( جنوب غربى كرمان ) و پيوسته به خاك فارس است ، دشت بر تا ارزو يازده فرسخ فاصله دارد ( جغرافياى وزيرى نسخهء خطى ) ، اين نام در جامع التواريخ حافظ ابرو به صورت « صحرا بر » آمده است .