تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
و دهشت بر خواطر چنان غالب كه طريق خلاص از مضايق آن بوايق « 1 » نمىشناختند . ناگاه در ماه خرداد خبر رسيد كه ملك تورانشاه [ را ] از اتابك زنگى « 2 » كه پادشاه فارس است استمداد لشكرى بجانب سيرجان رسيد . محنت مضاعف شد و فتنهء تازه متولد ، ضجرت و سخط بهرامشاه و مؤيد الدين يكى در هزار شد .

نظم :

من خود از غم شكسته دل بودم * عشقت آمد تمامتر بشكست
پس با خواص حضرت صورت حال مغشوش را در بوتهء مقالت « 3 » افكندند و سهام « 4 » مشاورت را بر تختهء « 5 » آن حالت بگردانيدند . زبدهء آراء و عمدهء مشاوره آن بود كه : تورانشاه برادر مهين است و اين ساعت قوّتى دارد ، با وى از در تواضع در توان شد و بر وجه استمالت رسالتى توان فرستاد . اتفاق بر آن افتاد كه : خاتون ركنى ، مادر هردو ، تجشّم نمايد و بسيرجان باستقبال تورانشاه شود مگر به لطف مادرى اصلاح ذات البين تواند كرد و پسران دوگانه را در تناصر يكديگر و خصمى ملك ارسلان يك كلمه تواند كرد . خاتون تجشم فرموده چون به سيرجان رسيد و پسر را ديد شيطان غرور دماغ پسرش را چنان فاسد كرده بود كه سخن مادر را باد شمرد و شمول رأفت و تضرّع او پاى لجاجش از جاى نبرد . خاتون چون معاندت پسر مشاهده كرد و اباء او از شفاعت و ضراعت معاينه فرمود به بهرامشاه نبشت كه كار اين جانب نه بر وفق صلاح ساخته است ، پسر من تورانشاه مالك زمام اختيار نيست ، و لشكرى غريب و شوكتى بسيار با وى ؛ فرزند بهرامشاه راه نجات طلبد و در خلاص خويش كوشد .
هامش
( 1 ) - بوائق ؛ باقه الويل ، اصابه و فاجأه ، بأئقه : الداهية ، الشر ، ج : البوائق . ( المنجد ) ( 2 ) - اتابك زنگى ، مقصود اتابك مظفر الدين زنگى بن مودود است كه بعد از برادرش سنقر بحكومت فارس رسيد و سلطان ارسلان بن طغرل سلجوقى حكومت فارس او را تأييد كرد و مدت چهارده سال حكومت كرد و در سال 574 ه . درگذشت . ( 3 ) - مقالت : گفتگو و مشورت . ( 4 ) - سهام : جمع سهم تيرها و قرعه‌ها . ( 5 ) - در نسخهء ليدن : سختهء آن حالت ، در بدايع دكتر بيانى : سخته اجابت ، اما به گمان بنده بايد تختهء آن حالت باشد ؟