تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
شراب عنان عقل او را از جادهء حفظ مصالح و استماع نصايح نگردانيدى ، و طاقت شراب داشتى ، اما در دل رعيّت جاى نداشت و آب و هواى دولت او البته ملايم مزاج كرمان نمىآمد ، و از طبقات لشكر نيز شرذمه‌اى « 1 » متابعت لواى دولت او نمىنمودند . و او چون بر اين معنى واقف گرديد ، رعيت و حشم كرمان را از نظر عاطفت خويش دور و محروم و مهجور ميداشت ، و تيرباران غضب و مقت « 2 » او بر همه دايم بود و از اين جهت خلقى بسيار از امراء و غلامان و معارف كرمان در نوبتهاى ملك خود در آتش سياست افكند و هلاك كرد ، و ميپنداشت كه به وسايل عنف قوافل قلوب را از مناهل محبت ملك ارسلان بتوان گردانيد و نميدانست كه « النّار بالماء تطفى و دواء الخرق ان يرقى » « 3 » ، لا جرم چندانكه در وظيفهء قتل مىافزود طباع نيز در نفرت و خيفت از وى دور [ ى ] مينمودند ، و شنيع‌تر از همه آنكه برادر كهين ، تركانشاه را ، به علت موافقتى كه با ملك ارسلان داشت هلاك كرد « 4 » و ندانست كه « الرحم شجنة من - اللّه ، فمن قطعه‌قطعه اللّه « 5 » »
هامش
( 1 ) - شرذمه [ با كسر شين و كسر ذال ] ، جماعة كم . ( 2 ) - مقت ، دشمنى و كينه‌كشى . ( 3 ) - آتش با آب خاموش شود و دواى پارگى آن است كه بهم برآيد و رفو شود . ( 4 ) - قتل تركانشاه ، در سنهء تسع و خمسين [ 559 ] اتفاق افتاده است ( جهان‌آرا ) ، اما جهان‌آرا قتل او را بدستور ملك ارسلان ميداند كه ظاهرا اشتباه است . ( 5 ) - صلهء رحم و نگاهدارى خويشاوندان شاخه‌اى وابسته به خداوند است ، هركس آن را قطع كند ، از خداى بريده باشد .