گفتار در ذكر بهرام شاه بن طغرل بن محمد كه پادشاه نهم است از قاورديان
در بامداد روز شنبه هشتدهم ماه فروردين آواز برآمد كه ملك طغرل فرمان يافت ، و اضطرابى عظيم در شهر جيرفت افتاد ، و تركان و غلامان دست بتاراج و غارت برآوردند . و آن آوازه خود نتيجهء نوحهء جوارى حجرهء سلطنت بود بر خوف وقوع حادثه ، و هنوز ملك زنده بود ! و دو روز بعد از آن در دوشنبه بيستم فروردين فوت شد « 1 » . فى الجمله به مجرّد آن آوازه ، بهرامشاه باستظهار قوّت مؤيد الدين ريحان بر تخت پدر بنشست .
و اين مؤيد الدين ريحان خواجهاى بود در خدمت ملوك سلف پير شده ، او را عقل و رايى كامل و كرم و مروتى شامل ، و طول و عرضى در جثّه ! « و زاده بسطة فى العلم و الجسم » « 2 » در حق او نازل . در اول عهد ملك طغرل قوى حال شد و در ميدان مبارات با اتابك علاء الدين بوزقش مجارات نمود و غلام ترك بسيار خريد .
و در آخر عهد ملك طغرل چون علم اتابك بوزقش نگونسار شد ، منصب اتابكى نيز مضاف درجهء قربت او فرمودند و با درگاه پادشاه او را كرسى نهادند كه بر آن نشست ، چه قيام و قعود بر وى دشوار بود !
و حل و عقد مملكت در يكسال آخر ملك ملك طغرل به كلى بازوى افتاد چه او را
هامش
( 1 ) - 558 خراجى - 565 هجرى قمرى .
( 2 ) - قرآن كريم ، بقره ، : 246 . . و فزونى داد او را [ طالوت را ] در پهناورى علم و خوشاندامى و قوت جسم . . .