تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
در سراى حرم بارى و حجابى نبود و ملك و خواتين همه سخره و شعبدهء « 1 » او بودند . و او خواجه‌اى خيّر بود ، و آثار خيرات او در كرمان از ابنيهء بقاع و مدارس و و خانقاه بسيار است ، و در راهها نزول قوافل را رباطات كرده بوده است و بر آن اوقاف فرموده تا فقراء سايله « 2 » را زاد و پاى افزار دهند ، و مساكين مكه را همچنين وقفى فرموده ، و مارستان درب خبيص كه اگرچه الحال معدوم و منهدم شده ، هنوز اوقاف آن دار الشفاء بعضى در دست اطباء كرمان كه از اولاد طبيبىاند كه در آن بقعه به مداواى مرضى مشغول بوده ، هست . و عادت ناپسند او آن بود كه پيوسته كدخداى خود را ناخداى ترسى اختيار كردى تا از هردهى كه در آن شركتى داشتى همگى منال آن به علت حصّهء خويش برميگرفت و ارباب عاجز را محروم ميگذاشت . القصه ، چون تمامى حلّ و عقد امور در كف كفايت مؤيد الدين ريحان بود و ملك و خاتون ركنى در حكم او ، و مؤيد الدين از پسران ملك طغرل با بهرامشاه بهتر بودى و رعايت جانب او زياد فرمودى ، به قوت و شوكت مؤيد الدين ، بهرامشاه بر سرير سلطنت صعود نمود و آواز كوس دمامه به آسمان رسيد . چون ملك ارسلان برين حال مطلع شد و ميل اتابك بسوى بهرامشاه ميدانست حالى با فوجى از حشم از شهر بيرون شد ، و تركانشاه برادرش به حكم موافقتى كه ميان ايشان بود دست در فتراك مرافقت برادر زد و ركاب خدمت برادر بزرگ گرفت . و ساعتى بر ظاهر جيرفت اقامت نمودند . چون كسى متعرض ايشان نبود ، رأى او در توجه بهر طرف متشعّب شد و قرعهء فكرت بگردانيد ، رغبت او بجانب شقّ بم غالب آمد . روى به بم نهاد . و ملك تورانشاه كه برادر مهين هم مادرى بهرامشاه بود كس پيش برادر فرستاد كه ميان ما و تو عهدى است كه اگر واقعه‌اى نازل شود طريق موافقت مسلوك داريم و در دفع ارسلان از حريم ملك و حرم خانهء خويش تظاهر و تظافر نمائيم . اين ساعت
هامش
( 1 ) - مرحوم قزوينى اين كلمه را سغبه دانسته‌اند . ( 2 ) - ظ : سابله ( مرحوم قزوينى ) ، مقصود راهگذران و شايد ابن سبيل است .