گفتار در ذكر ملك مغيث الدنيا و الدين محمد بن ملك ارسلانشاه كه پادشاه هفتم است از قارديان
ملك مغيث الدين « 1 » محمد پادشاهى بود عادل ، سايس ، دانا ، پيشبين ، عالم - دوست ، علمپرور ، حقگستر :
پادشاهى كه از مهابت او * شير در بيشه شب نكردى خواب
با شمول سياستش در جوى * جز بفرمان او نرفتى آب
در سخا هرچه كرده محض كرم * در سخن هرچه گفته عين صواب .
كرمان به دور ملك او حرم عدل و امن گشت و محل آرام و آسايش و سكون .
ملك را هوس علم نجوم غالب بودى و چيزى از آن چون معرفت تقويم و علم مدخل حاصل كرده ، و ازين جهت ظنّ مردم آنكه بطلميوس عهد است ؛ و برمقتضاى هواى او ميل رعيت بتعلم و تأدب بسيار شد و اكثر محترفه اولاد را بر تفقّه تحريض نمودند و بتربيت او بازار هنر نفاق « 2 » گرفت و متاع دانش رواج يافت .
در ايام پادشاهى خود در چهار شهر كرمان منادى فرمود كه هركس از فقها قدورى « 3 »
هامش
( 1 ) - كنيهء ملك محمد را جهانآرا ابو الفوارس آورده است .
( 2 ) - نفق السوق ، قامت و راجت تجارتها ، ( المنجد )
( 3 ) - قدورى ، ابو الحسين احمد بن حمدان البغدادى ، جزوهاى در فقه بنام المختصر دارد و ظاهرا مقصود همين جزوه است .