كرمانشاه از عجز و كمبصيرتى بعد از قضيهء پدر در رباط بعلياباد « 1 » پنهان شد ، او را هم در روز باز دست آوردند و خرمن عمرش بباد فنا برداد .
و سلجوقشاه كه دلير و مردانه و عاقل و فرزانه بود از شهر بيرون شد و روى بگرمسير نهاد .
قرا ارسلان بك پناه باز كهف كرم برادر برد و دست در فتراك خدمت و ضراعت زد ، او را استحيا فرمود و در خدمت خويش بداشت تا خود زيركى كرد و راه آخرت پيمود « 2 » .
برادران كهين و برادرزادگان را ، قرب بيست نفر ، بر قلاع شهر و دشت قسمت كرد و آنجا فرستاده همه را به ميل تكحيل از اثارت گرد فتن و ادارت آسياء محن باز داشت « 3 » !
هامش
( 1 ) - رباط بعلياباد ، مقصود همان بالياباد فعلى است كه « بن در » بالياباد نيز خوانده مىشود ، اين آبادى كه امروز سر آسياب كرمان است و مركز پادگان نظامى ، ظاهرا توسط ابو على بن الياس حاكم كرمان ( كه در 318 از طرف سامانيان بر كرمان تسلط يافت ) ساخته و آباد شده است . ظ : با علىآباد ، ( ر ك حواشى تاريخ كرمان مصحح نگارنده ، ص 61 )
( 2 ) - چنين به نظر ميرسد كه مقصود مؤلف آنست كه خودكشى كرده باشد . در اصل ننمود !
( 3 ) - يعنى چشم آنانرا ميل كشيد تا نتوانند به فكر توطئه و اخلال بيفتند .