گفتار در ذكر ملك محيى الاسلام « 1 » و المسلمين ارسلانشاه بن كرمانشاه بن قاورد كه پادشاه ششم است از قاورديان
چون ايرانشاه از بيضهء ملك و حومهء غوغا بيرون رفت ، در شهر [ از ] اولاد و احفاد و اسباط قاورد ظاهرا كس نبود كه اهلّيت جلوس بر تخت قاوردى داشته باشد .
قضاه عهد را اعلام دادند كه در محلت كوى گبران جوانى است ارسلانشاه نام ، ميگويند پسر كرمانشاه بن قاورد است . قضاة و امراء دولت به خدمت او پيوستند ، او را خلقى و خلقى يافتند در قالب پادشاهى ريخته ، و حلّهء صورت و سيرتى ديدند بر منوال خسروى بافته ، او را از زاويهء مسكنت برداشته به معراج سلطنت بردند « 2 » و روز بيست و دويّم محرم سنهء 495 بر تخت سلطنت نشاندند .
مدت چهل و دو سال پادشاهى كرد كه غبار نامرادى بر دامن دولت او ننشست .
اسلاف او زحمت كشيدند و او سلطنت كرد و اجداد او خوان نهادند و او دعوت خورد .
هامش
( 1 ) - لقب محيى الاسلام را ظاهرا به علت آن به ارسلانشاه دادهاند كه بعد از الحاد ايرانشاه ، او مجارى دين و مذهب را در دستگاه حكومتى به روال سابق درآورده است .
علاوه بر اين لقب ديگر او معز الدين و كنيهاش ابو الحارث بوده است :بو الحارث ارسلانشه كرمانشه آنكه هست * او را معز دولت و دين از فلك خطاب( 2 ) - در مدت حكومت ايرانشاه ، تبار و ذريت قاوردى اكثر به تير قهر و شربت زهر مقتول و مسموم و مسمول و مكحول شدند و از تخمهء سلجوقى ، شاهى كه سزاوار باشد نماند ، شخصى از محترفه عرضه داشت كه كودكى از ارومهء قاوردى ، ارسلانشاه نام ، پسر كردانشاه [ كذا ، و ظاهرا كرمانشاه ] بن قاورد در حجر تربيت اسكافى مقيم گوى گبران مترشح منصب خسروى و شهريارى است ( سمط العلى ص 18 ) . در تاريخ گزيده آمده است كه ارسلانشاه ، كه از بيم خود را پيش كفشگرى پنهان نموده بود ، او را پادشاهى دادند ، ( نسخهء چاپ عكسى ص 479 ) . از غايت خوف در دكان كفشگرى بسر ميبرد ( جهانآرا ) .
مقصود از كوى گبران ظاهرا همان گبر محلهء امروزى است كه از محلات معروف كرمان است .