خروج فتوى دادند ، و قبل از آنكه جمعه در آيد و مراد و مقصود كاكابليمان و ساير لئيمان و پادشاه بيدينان برآيد در سحرگاه شب پنجشنبه نفير عام كردند و در و بام ايرانشاه فرو گرفتند و كاكابليمان و پيروان را و خاصانرا به دوزخ فرستادند .
ايرانشاه با فوجى از غلامان ، بام سراى امارت را حصار ساخته روى بشفاعت نهاد و به خدمت قاضى جمال الدين ابو المعالى پيغام فرستاد كه : « چون سروران اين كار از ميان رفتند من از ايشان اعراض كردم و توبه مينمايم ، مرا خلاص دهيد » !
چون فتوى بقتل او داده بودند و از اهل ارتداد بود اين سخنان نافع نيفتاد .
ايرانشاه در شب با كوكبهاى از غلامان از ميان وحشت و غوغا خود را بيرون افكند و روى بگرمسير نهاد ، و چون به جيرفت رسيد گفت اينجا حصارى نيست كه مرا از قصد خصوم پناهى باشد ، روى بجانب بم آورد . اهل شقّ بم « 1 » از معامله با خبر شده بودند ، سوار و پياده بيرون آمدند ، و مظنهء ايرانشاه آنكه باستقبال او آمدهاند ! تا گرد سپاه او فرو گرفتند و همه را بقتل آوردند « 2 » . ايرانشاه با دو سوار ، جان از مهلكه بيرون برد و بگريخت بارادهء آنكه پناه بر قلعهء سموران ، كه از امّهات معاقل و حصون كرمانست ، برد .
از دار الملك ، فرخ قفجاق را با فوجى از حشم پى او فرستادند ، در منزلى كه آن را « كوشك شيرويه » گويند بايرانشاه رسيد و همانجا او را هلاك كرد . « 3 » سر او ببردسير آورد . از مبداء جلوس او تا ظهور اعلام ارسلانشاهى پنجسال بود .
هامش
( 1 ) - شق بم ، در دورههاى اوليهء تاريخ كرمان بعد از اسلام ، كرمان را به دو بخش شرقى و غربى تقسيم كرده و به دو « شق » ناميده بودند : شق شرقى شامل بم و نرماشير و جيرفت ميشد و شق غربى شامل سيرجان و ساير نواحى غربى ، افضل گويد : و كرمان را دو شق نهادهاند ، شق شرقى بم است و شق غربى سيرجان » ( عقد العلى ص 66 )
( 2 ) - ظاهرا اين نخستين بار است كه اهل بم از مهمان ناخواندهء پناهندهء خود چنين پذيرايى كردهاند و بار دوم در قضيهء پناهندگى لطفعلى خان و هجوم آقا محمد خان تكرار شد !
( 3 ) - قتل ايرانشاه ، در تاريخ كرمان مصحح نگارنده ( ص 90 ) آمده است :
فرج نام چقماق [ ط : فرخ ] او را تعاقب كرده در سنهء چهار صد و هشتاد و نه در بلوك كوشك بر دست فرج مقتول شد . ولى اين تاريخ اشتباه است و چون ايرانشاه پنجسال حكومت كرده پس قتل او بايستى حدود 494 باشد ، حبيب السير قتل او را در 494 ذكر كرده و جهانآرا گويد . « فرخ چقماق از عقب شتافته وى را در منزل كوشك شيرويه در سنهء اربع و تسعين و اربعمايه [ 494 ] بقتل آورد .