معزول كرده « 1 » [ منصب او را ] به ابن ابى دؤادد داد ، و در زمان واثق و متوكل نيز قاضى القضاة بغداد بود و اول كسى كه در مجلس خلفاء افتتاح سخن مىنمود او بود و تا او سخن نميگفت ديگرى ابتدا نميكرد ، و وى از اصحاب و اصل بن عطاء « 2 » معتزلى بود ، و خلفاء ، مغالق وقايع منيعه بمفاتيح آراى ثاقبهء او مفتتح ميساختند و در ارتفاع مراتب و اجتماع مناقب مشاراليه بنان اكابر زمان بود و سابق فرسان ميدان مروّت و احسان .
و پسرش محمد نه بر جادهء سيادت والد سالك و نه عنان سمند دولت را بدست مكارم اخلاق ماسك بود ، بنابراين ابراهيم العباسى كه در فضل و شعر و غنا مشهور بود اين شعر را گفته صوتى ساخته بود ،
[ شعر ]
عفت مساو [ تبدّت ] منك واضحة * على محاسن ابقاها ابوك لك
لقد تقدمت ابناء الكرام به * كما تقدم آباء اللئام بكا
و اثبات تقدم ابن مذكور بر ابناء كرام بسبب اب مذكور دلالت مىكند برين كه ابن مذكور متصف بصفات ذميمه كه خلعت رفعت اب بخبث صفات قبيحهاش ملوّث گشته است و عدم تعيين جهت مذمت ابن مذكور دال است بر آنكه جامع صفات ذميمه است و تخصيص ذمّش بوصفى دون وصفى ترجيح به غير مرجّح ، بنابراين شعر جامع الكلم باشد در باب ذم -
تكفير ايرانشاه
ايام خود را بر شراب و ليالى بر خواب مقصور گردانيد و از همنيشنان هنرمند اعراض نمود و سايهء اختيار بر چند دون بىدين افكند .
از جملهء اراذل كه اختصاص قرب داشتند شخصى بود او را كاكابليمان « 3 » گفتندى ، به خبث اعتقاد موصوف و به سوء سيرت معروف ، ايرانشاه را بر ارتكاب
هامش
( 1 ) - يحيى بن اكثم ( وفات 244 ه . ) از ادبا و فقهاى مشهور بود و در 20 سالگى سمت قضاء بصره را يافت و در زمان مأمون به قضاوت بغداد رسيد .
( 2 ) - و اصل بن عطاء غزال ( وفات 131 ه . ) پيشواى فرقهء معتزله بود كه مدتها در بصره اقامت كرد و حسن بصرى از مريدان او شد .
( 3 ) - در كودكى مصاحبان بد چون كاكا يتيمان ( كذا ) و ديگر بىقيدان همدم محرم او شده وى را به فسق و فجور تحريص نمودند . ( جهانآرا )