به مسجد ملك بازمىخوانند از حليهء عمارت بيكبارگى عاطل نشده ، « 1 » و قبّهء مدفنش زيارتگاه اناث و ذكور و محل اجابت دعوات نزديك و دور است و عدالت خبر و اسمش « 2 » شده ، بعد از مرور و كرور اينهمه اعوام و شهور ، نزديك خلايق به ملك عادل مشهور ، اينهمه ملوك و پادشاهان كه بعد ازو آمدند و عمارات عاليه مذّهب مزيّن ساختند و پرداختند نه اثر از قصور و مسكن ايشان هست و نه از قبور و مدفن .
باز بر سر سخن رويم : رعيت بر موافقت لشكرى بر ظاهر شهر عمارات كردند و جاى فراخ شد و نزول خاست . « 3 »
و ملك محمد بن ارسلان شاه بن كرمانشاه بن قاورد در عهد پادشاهى خود گفتى كه از قبيلهء ما ، يعنى اولاد و اسباط قاورد ، دو پادشاه بودهاند كه در محراب پادشاهى مقتدائى و پيشوائى را بشايند و مآثر و مفاخر روزگار ايشان شايد كه مثبت گردانند : يكى ملك تورانشاه بوده است ، و دويم را مسمّى نكردى و ذكر نفرمودى ، يعنى كه منم !
ملك تورانشاه بعد از آنكه سيزده سال در بسط بساط عدل داد داد ، در شهر ذى العقدهء سنهء 490 از محنت سراى دنيا بتربت جاى عقبى خراميد ، « 4 » رحمة اللّه عليه رحمة واسعة .
هامش
( 1 ) - مسجد ملك . اعتماد السلطنه در مرآت البلدان ( ج 4 ص 118 ) و صاحب تاريخ كرمان ( ص 92 ) بناى مسجد ملك را به قاورد نسبت ميدهند و چنان كه در متن اين تاريخ اشاره شده ظاهرا اشتباه است و سمط العلى نيز مينويسد ( ص 18 ) : جامع ظاهر شهر كرمان و رباط تورانشاهى بنا كردهء معمار همت آن پادشاه مبارك ايالت [ تورانشاه ] است . در باب مسجد ملك رجوع فرمائيد به راهنماى آثار تاريخى كرمان تأليف مصحح اين كتاب ( ص 49 - 58 )
( 2 ) - شايد : خبر اسمش شده ؟ يا جزو اسمش شده
( 3 ) - در اصل خواست ؟ و ظاهرا مقصود آنست كه نزول يعنى منزل كردن سپاهيان در منازل اشخاص از ميان برخاست .
( 4 ) - فوت تورانشاه را حبيب السير در سال تسع و ثمانين و اربعمائه [ 489 ] دانسته است . جهانآرا گويد ، تركان خاتون زوجهء ملكشاه امير « انر » را به تسخير كرمان فرستاد . در جنگ تيرى بر تورانشاه خورده مغلوب شد . با وجود آن لشكرش بواسطهء حسن معاش ازو برنگشتند ، او به همان زخم در سنهء سبع و ثمانين [ 487 ] درگذشت ، صاحب تاريخ كرمان گويد در سنهء 488 تركان خاتون را هواى رياست كرمان در سر افتاد . . . در مغلوبه تورانشاه زخم تيرى يافت ، . . . تورانشاه از همان زخم بمرد ، ( ص 88 ) ، ابن اثير اين جنگ را در سال 487 دانسته و گويد يك ماه بعد از تير خوردن بمرد ، ( ج 10 ص 89 ) . بنابراين در ضبط فوت او دو سال اختلاف است و بهرحال بايستى قاعدة ضبط تاريخ سلاجقه اصح باشد .