دستورهايى هم شفاهى دريافت مىداشت . نامهها به وسيلهء سرمنشى ، رئيس دبيرخانه ، در سبكى بسيار پيچيده نوشته مىشده است ، در دورهء اكبر بيشتر اوقات اين وظيفهء ابو الفضل بود كه آنها را به سبك غيرقابل تقليد و پرشاخ و برگ خود به رشتهء تحرير درآورد . اتفاق مىافتاد كه طرحهاى متعددى تهيه شود كه فرمانروا از ميان آنها آن را كه مىپسنديد انتخاب كند . اين نامه سپس به خطى هنرمندانه نوشته مىشد .
وقتى سفير به مقصد مىرسيد ، فرمانرواى ميزبان يك ميهماندار ، در واقع رئيس تشريفات ، را كه سرپرستى و مراقبت از ميهمانان با او بود و منزلى را در اختيارشان قرار مىداد ، نزد آنان مىفرستاد . گاه ميهماندار يك سفير اسبق يا آينده بود . در هر استانى كه سفير از آن رد مىشد ، با احترام زياد مورد استقبال قرار مىگرفت و اگر به پايتخت يا محل اقامت فرمانروا نزديك مىشد ، بزرگان كشور به او درود و تهنيت مىگفتند . او پول زيادى نيز دريافت مىداشت ، به نحوى كه به عنوان ميهمان فرمانروا هيچگونه مخارجى نداشت .
سپس يك روز را براى شرفيابى رسمى او تعيين مىكردند . هرچه او سريعتر به حضور پذيرفته مىشد ، احترام به همان حد بيشتر بود . ولى سفراى مناطق كماهميت مجبور بودند غالبا هفتهها ، در واقع ماههاى طولانى منتظر اين روز باشند و مىكوشيدند زمان را به وسيلهء دادن هداياى كوچك ( ! ) به مردان با نفوذ دربار ، كوتاه كنند .
گاهى جمعى از سفيران به دهلى يا آگرا وارد مىشدند - برنير حدود سال 1664 سفرايى را از مكه ، يمن ، بصره ، اتيوپى ، و ازبكستان ديده است . ازبكها لاجورد ، اسب ، و ميوه آورده بودند و پزشك تيزبين فرانسوى آنها را تقريبا ناپاك توصيف كرده بود و آداب و رسوم خورد و خوراكشان ( به انضمام تمايلشان به گوشت اسب ) احتمالا تنها فقط براى برنير ناخوشايند نبوده است .
سرانجام وقتى كه سفير به دربار هدايت مىشد ، اين مشكل پيش مىآمد - بخصوص در صورت بيگانگى سفير - كه چگونه بايد اداى احترام كند . در اين ميان گاهى كار به مشاجره مىكشيد ، چون سفيران ايرانى به روش خود با گذاشتن دستها روى سينه مىخواستند اداى احترام كنند و حاضر به سجده كردن يا بوسيدن زمين نبودند . سر توماس رو با سرسختى اروپايىاش از به كار بردن شكل اداى احترام مورد درخواست سرباز زد و به جاى آن به شيوهء اروپايى احترام گذاشت ؛ او در واقع فرمانروا و ملتزمين دربارى را با درخواست يك صندلى دچار شوك كرد ، در حالى كه همانطور كه مقرر بود ، تمام درباريان قصد ايستادن را داشتند ! اين كار چندان ساده هم نبود - بخصوص براى آقايان مسن يا چاق - كه شخص همانطور كه مقرر شده بود ، تا اين حد نزديك به زمين خم شود . برخى مينياتورها نشان مىدهند كه چگونه يك ميهمان در موقع تعظيم كردنش ( از روى احتياط ) از ناحيهء كمر نگه داشته شده است . ( 3 )
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص٨٣