جسدهاى انسانها و حيواناتى را كه احتمالا در حاشيهء جاده قرار داشتند ، بپوشانند تا ديدن آنها باعث مزاحمت فرمانروا نشود . آبدارچيها راه را آبپاشى مىكردند تا بدينوسيله خاك بلند نشود و روى فرمانروا ننشيند .
سفراى خارجى كه در چنين سفرهاى گردشى شركت داشتند ، چنين وقايعى را به طور مفصل توصيف كردهاند ؛ بدينسان برنير در سال 1662 از ملتزمين ركابى با 35000 اسب و 10000 سرباز صحبت مىكند كه همراهى فرمانروا از آنها خواسته شده بود . خدم و حشم كه شامل تعداد زيادى فيل با طبالها ، شيپورچيها ، سايبانداران ، علمها ، و همچنين اسبهاى يدك فرانروا كه غالبا به تعداد 9 رأس ، رقم محبوب تركها بود آغاز مىشده است . سپس فرمانروا با همراهانش و در پايان خدمتكاران ، نگهبانان ، و غيره مىآمدند .
موندى نيز يك چنين سفرى را توصيف كرده است : او در مراجعت شاه جهان از دكن 20 ارابه در جلو قافله ديده است كه دو تا از آنها با اسبهاى كوچى « 1 » ، و بقيه به وسيلهء گاوهاى نر بزرگى كشيده مىشدهاند .
سپس 1000 سوار و به دنبال آنها حدود 20 فيل دولتى پرشكوه با كجاوهها و علمها مىآمدند . اصيل زادگان با تعليمىهاى نقره در دست ، جلو فرمانروا سوار بر اسب در حركت بودند . فرمانروا را كه در چنين موقعيتى سوار بر اسب خاكسترى تيرهاى بود ، وليعهد داراشكوه ، همراهى مىكرد . سپس سواران با نيزههاى درخشان و فيلهاى افسران ، مثل ناوگانى از كشتيها بر روى دريا ، از پشتسر مىآمدند . سر توماس رو به نوبهء خود در اينباره صحبت مىكند كه سه تخت روان از طلا پوشيده با ابريشم و تزيين شده با ياقوت و زمرد ، جزو تداركات بود ، در حالى كه توپخانه بر روى فيلها همراه آورده مىشد . راهنمايان سفر ، اطراف را توضيح مىدادند ؛ ديگران راه طى شدهء روزانه ، و راهى را كه در راهپيمايى بعدى بايد طى شود اندازهگيرى مىكردند .
قافلهء بزرگ ، آرام حركت مىكرد و در روز بيشتر از 10 مايل راه نمىپيمود . اگر فرمانروا بر فيل سوار بود ، بدينترتيب اميران سوار بر اسب بودند ؛ اگر او اسب سوار بود ، آنها پياده حركت مىكردند . وقتى كه او به اردوگاه مىرسيد ، موزيك آغاز مىشد و او از سمتى وارد مىگرديد . برنير تشخيص داده است كه اين هدفى قابل استفاده داشته ؛ چون هر منصبدارى چادرش را به نحوى گرانبها مىآراست و فرمانروا از قطعات ارزشمند ، آنچه مورد پسندش بود ، انتخاب مىكرد . نظاميان و فيلهاى زرهپوش محوطهء سر راهش را احاطه كرده بودند تا اينكه او همراه با هوراهاى بىوقفهء مكرر به چادرش برسد . وقتى كه او دستها را مىشست ، دورى مىگزيد . سپس خانمها كه زودتر رسيده بودند ، مىآمدند چون آنها راهى كوتاهتر را طى كرده بودند ، سؤالى كه در اينجا براى ما پيش مىآيد اين است كه چگونه آنها در كوره راههاى پرشيبى كه به كشمير منتهى مىشدند ، مىتوانستند راهى كوتاه بيابند كه حتى از راه شاهانه هم راحتتر بود .
هامش
( 1 ) .Cutchi .