خوانده مىشدند . تا زمانى كه منشى مشغول خدمت تأييد نمىكرد كه همهء موارد واقعا همانطور كه ثبت گرديده حضور فرمانروا ارائه شده است ، هيچيك از دستورات ملوكانه نمىتوانست اجرا شود . اين تأييد هم بايد مجددا در فرمان قيد مىشد : « بدينوسيله گواهى مىشود كه دستور بيان شده در اين فرمان زمانى كه فلان منشى مشغول خدمت بوده است ، به وسيلهء فرمانروا در حقيقت صادر گرديده است . » پاكنويس فرمان روى كاغذ تعيين شده براى آن ، و مهر و موم صحيح آن ، روزها و گاهى ماهها طول مىكشيده است .
چنانچه فرمانروا مىخواست چيزى را تغيير دهد يا عقيدهاش را دربارهء نامه ابراز دارد ، در بالاى متن به شكلى اريب مىنوشت .
تمام آنچه در يك روز در نشستى مذاكره مىشد ، روى يك صفحهء كاغذ كه در بالاى آن « اخبارات دربار معلا » « 1 » قرار داشت ، همراه با تاريخ نوشته مىشد . همانطور كه مدارك به دست آمده از آرشيو جايپور و ساير آرشيوها نشان مىدهند ، موضوعات مختلفى يادداشت شدهاند - از تولدهاى متعدد ، هداياى داده شده به فرمانروا ، يا هداياى او به ديگران ، ازدياد يا تقليل مواجب ، صدور يا تأييد عناوين گرفته تا كمك هزينههاى تحصيلى ، و غيره در آنها خوانده مىشود . ولى در برخى از اخبارات مربوط به دورهء اورنگ زيب ، دربارهء جويا شدن فرمانروا از سلامتى اين يا آن افسر نيز اخبارى خوانده مىشود ؛ از فوت شخصيتهاى مهم و دستور مراقبت از خانوادهء مرحوم گزارش مىشود ؛ در واقع حتى روياهايى كه كسى مهم دانسته است ، مىتوانسته در دربار تعريف شده باشند . بدينترتيب مدارك نه فقط اجازهء نگاه به مسائل خشك ادارى ، بلكه گاه و بىگاه اجازهء نگاه به زندگى خصوصى فرمانروا و زيردستانش را مىدهند .
روابط ديپلماتيك
يك وظيفهء مهم فرمانروا برقرارى روابط ديپلماتيك با كشورهاى همجوار بود . ( 1 ) براى مقام سفيرى فقط اميران به ويژه قابل اعتماد ، انتخاب مىشدند . همچنين درجهء منصب شخص تعيين شده براى سفيرى ارتقا مىيافت و در نامهاى كه او بايد تقديم فرمانرواى كشور ميزبان مىكرد ، غالبا به منصب بالاى حامل نامه و نزديكى او با فرمانروا اشاره مىشد . گاه و بىگاه دانشمندان يا مردانى از حوزههاى مذهبى نيز فرستاده مىشدند و سيدها ، اولادان پيغمبر ، را چون در اسلام شيعه احترام به خاندان پيغمبر نقطهء مركزى تدين است ، با رغبت به سفيرى برمىگزيدند ، بخصوص وقتى كه مغولان قصد داشتند طرف ايرانى خود را تحت تأثير قرار دهند . به هر حال فارسى زبان ادبيات و فرهنگ بود و كليهء محتواى سند به اين زبان تأليف مىشد .
هامش
( 1 ) .Akhbarat - idarbar - imualla .