بود . سپس دريافتكننده اجازه داشت وسايل را واقعا حمل و استفاده كند .
با اين وصف هدايا يا ارتقاى درجات به آن آسانى هم كه از داستان « آ » گرانقيمت « امير خان » كه قبلا به آن اشاره شد ، قابل دريافت نبودهاند ، زيرا به طورى كه برنير مىنويسد : « به يك شخص بزرگ با دستان خالى نبايد نزديك شد ! » ( نزد بزرگان دست خالى نبايد رفت ) . سنت پيشكش « 1 » ، هديه به فرمانروايان و همهء بزرگان در تمام سطوح معمول بود . اضافه بر آن نذر « 2 » ، مبلغى پول كه مىتوانست كاملا ناچيز هم باشد ، وجود داشت ، بدائونى كه فقط چند هكتار زمين داشت ، در جشن نوروز ، با زحمت 40 روپيه براى اكبر آورد .
ولى پيشكش غالبا بسيار اساسى بود . براى استاندار « بنگال » شدن ، يك امير همواره 000 / 500 روپيه به جهانگير و نور جهان كه ارزش تعيين شدهء پيشكش بود ، مىپرداخته است . وقايعنامهها با علاقهمندى مقادير مرواريدهاى اصل و ياقوتهاى گرانقيمت ، يا اسبهاى كمياب و فيلهاى به ويژه خوبى را كه بزرگان به دربار آوردهاند ، برشمردهاند . جهانگير همواره با لذت گزارش كرده است كه هركس چهقدر آورده است و چگونه او براى خود بهترين قطعه را انتخاب كرده است ، تا بدينوسيله از پيشكشدهنده تجليل شود ، در حالى كه باقيمانده به او پس داده مىشده است . باعث تعجب نيست كه اين سيستم به تدريج اقتصاد سرزمين را تخريب كرد . هداياى دستى مثل جواهرات ظاهرا در يك رومال « 3 » ، يك دستمال تشريفاتى ، كه به وسيلهء ابريشمدوزى يا نقاشى ، تزيين شده بود ، آورده مىشدند .
سنت « پيشكش دادن » براى رفت و آمد با خارجيان نيز معتبر بود . سر توماس رو در مورد هداياى زيادى كه جهانگير دريافت مىداشت تعجب كرده است ، در حالى كه فرمانروا نيز از هداياى ناچيز انگليسىها در تعجب بود . گزارشهاى تاورنيه و كمپانى به تدريج گسترش يافتهء هند شرقى نيز آشكار نشان مىدهند كه چگونه براى هر امتيازى مبالغ هنگفتى بايد به فرمانروا پرداخته مىشد ؛ بدينترتيب آزادى تجارى كمپانى در صورتى كه 000 / 200 روپيه به فرمانروا و 000 / 100 ديگر به كارمندانش پرداخت مىشد ، تأمين بود .
وقتى انگشترى كه سر توماس رو از روى صميمبت و نه به عنوان رشوه براى آصف خان فرستاده بود ، به دليل اينكه فقط 400 روپيه قيمت داشت و بسيار ارزان بود ، توسط آصف خان پس فرستاده شد ، سر توماس رو عميقا شگفتزده شد .
هامش
( 1 ) .peshkash .( 2 ) .nazr .( 3 ) .rumal .