به سادگى نامى بدون « خان » وجود داشت : برقانداز « 1 » ، پرتابكنندهء رعد و برق ، لقب فرماندهء توپخانه بود ، در حالى كه شيرافكن « 2 » ، زمينزنندهء شير ، يك شكارچى شجاع را مشخص مىكرد . ( 3 ) برخى از عالى مقامان عنوان پدرشان را به ارث مىبردند ، ولى اين نادر بود :
مثلا نقل مىشود كه شخص محترمى كه عنوان امير خان را از پدرش به ارث برده بود ، اورنگ زيب به او يادآور كرد كه پدرش در اصل مير خان بوده است ، و براى حرف « آ » كه از مير ، امير ساخته است كمتر از يك لاخ « 3 » ( روپيه ) نپرداخته است ! ( 4 )
بدينترتيب گرفتن عنوان با هداياى كوچك نيز امكان داشته است . . .
عناوين عموما در اعياد اعطا مىشدند ، چه پس از به تخت نشستن فرمانروا و چه در نوروز ، جشن آغاز بهار ، ولى در صورتى كه كسى كار ويژه و برجستهاى انجام داده بود ، امكان داشت كه به او بلافاصله عنوانى داده شود ؛ سربازى كه سردشمن وحشتانگيزى را به دربار آورده بود ، بلافاصله به لقب افتخارى بهادر « 4 » ، پهلوان ، مفتخر شد .
پاداشهاى ديگر خلعت « 5 » ، جامه افتخار بود ، به همانگونه كه در تمام سرزمينهاى اسلامى از گذشته معمول بوده است . خلعت در واقع لباس تن كردهء شخص اهدا كننده است كه در اصل از نيروى بركت او اشباع شده است . در دورهء مغول جامهء تن كردهء شخص فرمانروا بود كه به عنوان ملبوس خاص « 6 » ، لباس اختصاصى ، ناميده مىشد . البته در اتاق رختكن مغولها ذخيرهء عظيمى از خلعتها وجود داشت كه بر اساس شأن و درجهء دريافت كننده انتخاب مىشدند و متشكل از سه ، پنج ، يا هفت تكه بودند . همچنين گفته مىشود كه منصبداران « 7 » ، بلندپايهء فرمانروا كه به مناسبت مرگ كسى مدتى طولانى لباس عزا بر تن داشتهاند براى پايان دورهء 40 روزهء عزادارى خلعت ويژهاى به آنها اهدا شده است . يك سراپا « 8 » ، از سر تا پا ، هديهاى است شامل يك قبا ، يك عمامه ، و شاش « 9 » ، حمايل تشريفاتى ؛ اضافه بر آنها گاه جواهرات يا اسب نيز اهدا مىشد .
هامش
( 1 ) .barqandaz .( 2 ) .Shirafkan .( 3 ) .Lakh .( 4 ) .Bahadur .( 5 ) .Khila .( 6 ) .malbus - ikhass .( 7 ) .Mansabdars .( 8 ) .Sarapa .( 9 ) .Shash .