تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
مىخورد . سپس به رختخواب مىرفت و تا هنگامى كه به خواب رود شخصى با صداى بلند براى او كتاب مىخواند و يا خانمى برايش اثرى را بازخوانى مىكرد . اين جريان روزانهء مطلوب ، دست كم براى جهانگير و شاه جهان وجود داشت ؛ البته اين برنامه مىتوانست بر اساس ضرورت تغيير يابد . بخش مهمى از صورت جلسه ، اعطاى عناوين به مردان لايق بود و از عناوين مختلف يك مرد مىشد ارتقايش را در سلسله مراتب دربارى تشخيص داد . در ملازمان مسلمان ، خان « 1 » نخستين عنوان اضافه شده به اسم بود يا اينكه نامى پيدا كرده مىشد كه اشاره به توان ويژهء شخص مربوطه داشت . معمور خان « 2 » ، ( از ريشهء عربى عمر ، ساخت و ساز كردن ، كه معمار « 3 » نيز به آن تعلق دارد ) عنوان افتخارى يك طراح بود ؛ ورزش خان « 4 » آقاى ورزش ، عنوان افتخارى استاد شمشيربازى بود ؛ نوبت خان « 5 » ، رهبر دسته موزيك نظامى بود ، و خوش‌خبر خان « 6 » ، آقاى خبر خوب به كسى گفته مىشد كه براى فرمانروا خبر خوبى مىآورد ، چه خبر يك پيروزى ، و چه خبر تولد يك پسر يا از اين قبيل . نام خواجه‌اى كه در خدمت خزانه به او عنوان اعتماد خان « 7 » ، آقاى مورد اعتماد ، داده شده بود بسيار بجا بود . وجود عنوان آصف خان « 8 » براى برترينها يا يكى از برترين وزيران اشاره‌اى به آصف وزير افسانه‌اى شاه سليمان پيغمبر بود . خصوصيات شخصى نيز مىتوانستند به وجودآورندهء عنوان باشند ؛ صلابت خان « 9 » ، آقاى استوارى ، عنوانى بود كه به سبب درشتى هيكل و قدرت تحسين‌انگيز به شخص داده مىشد . جهانگير حتى به شخصى كه او از دربار بيرون كرده بود مردود خان « 10 » ، رد كرده لقب داده بود . براى هنديان لقب رانا « 11 » و منصب پايين‌تر راى « 12 » به كار برده مىشد . براى راجپوتىهاى بلند پايه مهاراجه استفاده مىشد . پزشكان ، شعرا ، و هنرمندان متناسب با استعدادشان القابى دريافت مىكردند : گاه
هامش
( 1 ) .khan .( 2 ) .MamurKhan .( 3 ) .mimar .( 4 ) .WarzishKhan .( 5 ) .NaubatKhan .( 6 ) .KhushkhabarKhan .( 7 ) .ItimadKhan .( 8 ) .AsefKhan .( 9 ) .SalabatKhan .( 10 ) .MardudKhan .( 11 ) .Rana .( 12 ) .Rai .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 73 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى