شود - چون لگنچههاى مخصوص براى ريختن آب دهان آنچنان شكيل و زيبا ساخته شده بودند كه استفادهء از آنها در دربار مجاز نبود .
حال بخش مربوط به كار و شغل آغاز مىشود . بخشى « 1 » ، حسابدار كل ، افسران برگزيده را جهت ارتقاى درجه به حضور فرمانروا هدايت مىكرد و هر يك از گروههاى متقاضى عريضههايى را كه البته فقط اجازه داشتند به وسيلهء يك مأمور و نه مستقيما به فرمانروا تسليم شوند ، عرضه مىداشتند .
چنانچه كسى افتخار مىيافت ، بايد شكل رسمى تهنيتگويى را كه تسليم « 2 » يا كرنش « 3 » بود ، به كار مىبرد . اگر به نرده نزديك مىشد ، بايد سهبار هرچه نزديكتر مىشد ، تعظيم كند . شخص بايد طورى به سمت زمين خم مىشد كه پشت دست راستش با زمين تماس پيدا مىكرد ؛ سپس وقتى شخص مورد نظر بلند مىشد ، بايد پشت دست را روى پيشانى قرار مىداد . سجده « 4 » ، به خاك افتادن مثل هنگام نماز نيز مدتها مرسوم بود ؛ ولى اين عمل از نظر متدينان مجاز نبود - چون به خاك افتادن فقط در برابر خداوند مجاز بود - بدينترتيب سنت زمين بوس « 5 » ، بوسيدن زمين ، در حالى كه كف دست راست روى زمين قرار مىگرفت و پشت دست راست به نحوى كه دهان با زمين تماس نگيرد ، بوسيده مىشد ، رسم شد . و باز هم همواره مىخوانيم : « من سعادت اين را داشتم كه مؤدبانه زمين را ببوسم » يا : « او اين افتخار را داشت كه زمين را ببوسد . »
جريان اين شرفيابيهاى بسيار قانونمند ، مهمانان خارجى را تحت تأثير قرار مىداد ، چون نظم و ترتيب سلسله مراتب ، اثر روانى بزرگى داشت . تصاوير دربار اجازه مىدهند كه از حضور شاهانهء اعليحضرت چيزى احساس شود . بدينجهت نيز كوچكترين تخلف از آداب و رسوم به شدت مجازات مىشد :
وقتى اميرى قصد داشت پاى راست اورنگ زيب را ببوسد ، اشتباها بالش فرمانروا را لمس كرد و به شدت مورد سرزنش اورنگ زيب قرار گرفت : او حقيقتا چشمش نمىبيند ! وى مجبور شد سه روز تمام عينك بر چشم گذارد ؛
ولى پسر جوانى كه در روز روشن مست به دربار اكبر آمده بود ، به دم اسبى بسته و دور شهر كشيده شد . . . ( 2 )
همين كه مذاكرات و انتصابات پايان مىيافت ، فيلها را نزد فرمانروا مىآوردند تا ببيند كه آيا از آنها به
هامش
( 1 ) .Bakhshi .( 2 ) .Taslim .( 3 ) .Kornish .( 4 ) .Sijda .( 5 ) .Zaminbos .