مقاومت شديدى مىكرد و جهانگير اميدوار بود او را تا حدودى با جادو كردن تصوير سرانجام بكشد ، تير مىانداخت . ( 11 ) اينكه او هنگام اين آرزو در رؤيا جليقهاى راه راه با يقهء بالا زده و جامهء نازك شفاف گلدارى بر تن و كلاهى كاملا عجيب بر سر دارد ، صحنه را مضحك و خندهدار مىكند . پشت سر او - و اين باز هم مختص اين نوع تصاوير است - با نگاه دقيق سربازان كوچك بىشمارى كشف مىشوند .
يكى از معروفترين رؤياهاى جهانگير به وسيلهء ابو الحسن نقاشى شده است : فرمانروا در رؤيا ديده بود كه شاه عباس پادشاه ايران را بغل كرده است و نقاش دربار اين رؤياى او را به تصوير كشيده است ؛ پادشاه ايران در يك لباس قرمز تيرهء زرى دوزى شده كمى ضعيف به نظر مىرسد ، و گذاشته است به وسيلهء جهانگير درشتاندام نورانى و آراسته با جواهرات بغل كرده شود ؛ او تا حدودى در درخشش هالهء مقدس و بزرگ دور سر جهانگير غرق شده است و در روى آن قطعه از كرهء زمين كه دو فرمانروا رويش ايستادهاند ، شير و گوسفند آسوده در كنار هم هستند ، ( 12 ) علامتى براى صلح آخر زمان كه شعرا همواره دربارهء آن آوازخوانى مىكردند و اورنگ زيب بدينوسيله كه دستور داده بود هر روز شيرى رام را همراه گوسفندى در خيابانهاى دهلى گردش دهند ، سعى در بيان صريح و علنى آن داشت . . . اينكه در روى تصوير روياى جهانگير شير شكيل ، گوسفند تقريبا مفلوك همسايهء ايرانىاش را با ملايمت به درياى مديترانه مىراند ، به تصوير جاذبهاى ديگر ( در واقع غيرعمد ) مىبخشد ، و داراى اهميت تنها ديدگاه تمثيلى تصوير نيست ؛ جهانگير جانشين بابر بود كه نامش معنى ببر را مىداد ، در حالى كه شاه عباس از تركمانان آق قويونلو ( گوسفند سفيد ) بود ؛ بدينترتيب حيوانات نه فقط مفهوم سياسى ، بلكه سلسلهء سلطنتى نيز داشتند .
تصوير جهانگير روى ساعت شنى كه ريشارد اتينگهاوزن بررسى و مطالعهء جامعى را به آن اختصاص داده ، تقريبا معروفتر است : « جهانگير براى يك شيخ قدرتهاى دنيوى را پيش مىكشد » . شيخى كه فرمانرواى نشسته بر روى يك ساعت شنى عظيم به او كتابى داده است ، بايد يك رهبر چيشتى باشد ؛ در كنار او تصوير پرتخيلى از سلطان عثمانى و تصويرى برداشته شده از منابع اروپايى از جيمز اول پادشاه انگليس مىيابيم . بيشتر نقاش خود را نيز بىآلايش در گوشهء چپ پايين تابلو تصوير كرده است ، در حالى كه تصويرى را در دست دارد . فرشتگان كوچك روى اين تابلو باز هم هيولاهاى كوچك اروپايى شده هستند . ( 13 )
تصاوير جهانگير با همهء تجسمات پر از تخيل ، باز هم واقعى باقى مىمانند و نقاشان هراسى از علايم پيرى ندارند ، در حالى كه تصاوير اكبر به استثناى تعداد كمى همواره فرمانروايى نيرومند و سرزنده را نشان مىدهند و هنر چهرهنگارى در دورهء شاه جهان تشريفاتىتر و دربارىتر مىشود . پسران اكبر و نوهاش بيشتر مايل بودند با گل يا جواهرى در دست تا سوار بر فيلى خشمگين تصوير شوند ؛ از آنها شايستگى و
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص٣٣١