سرهاى كوچك كمى ناموفق در تصاوير تمثيلى جهانگير ، بلكه نيز ساير شكلهاى فرشتگان . اعتقاد به فرشته در واقع در اسلام عقيدهاى جزمى است و آنها در وظايف متفاوتى ظاهر مىشوند - از فرشتهء كاتب « 1 » تا فرشتهء مرگ ، از فرشتهء محافظ تا جبرئيل ، فرشتهء حامل وحى الهى . مغولان ظاهرا علاقهء زيادى به فرشتگان داشتهاند ؛ چون در اتاقهاى شاهانهء جهانگير ، شاه جهان و جهانآرا و احتمالا در خيلى از محلهاى امروزه ويران شده ، تصاويرى از فرشتگان را مىيابيم . ( 20 ) آنها را آثار كلاسيك مصور و همچنين در تصاوير باشكوه به آسمان رفتن حضرت محمد ( ص ) نيز وجود دارند . حضرت سليمان نيز كه شاه جهان مناسبتى خاص با او داشته است نيز در جمع فرشتگان تصوير مىشود ، كه البته گاهى بسيار چاق و چله است . ( 21 ) تابلوى به اصطلاح « فرشته و توبياس » ، با دامنى زربفت ، بلوزى آبى ، و شالى قرمز در موزهء گويمه « 2 » پاريس ، نمونهء بسيار جالب توجهى از ارتباط تفسير مسيحى و اسلامى يك نقش است ؛ بالهاى فرشته آبى روشن ، قرمز ، سبزه و سياه هستند ؛ نوعى تاج گل به سبك نقاشى تصنعى اروپايى بر سر دارد .
او يك ماهى عظيم در دست دارد . . . اسلام با داستان توبياس در بخش عهد عتيق كتاب مقدس آشنا نيست و به نظر مىرسد كه هنرمند مغول در اينجا تصويرى از ميكاييل را در نظر داشته كه طبق عقايد مردم فرشتهء توزيعكنندهء غذا در عالم است . . .
از اواخر دورهء اكبر تصاوير تك چهره يا تصاوير شديدا متمركز همواره بيشتر كشيده شدند و ضرورت اينكه تصاوير - كه اينك در آلبومهايى جمع شده بودند - بايد در قابها ، يعنى در حاشيههاى زيبايى جا داده شوند ، احساس شد . حاشيهها نخست با نقوش گياهى ، هندسى ، اسليمى ، بيشتر به رنگ سايه و روشن يا طلايى ملايم ، تزيين شدند ، ولى بتدريج همچنين با شكلهاى رنگين ، اگر چه فقط رنگهاى ملايم ، اجرا گرديدند . تزيين با گلها بيشتر شد تا اينكه در دورهء شاه جهان بسيار هنرمندانه شد . آلبوم جهانگير در موزهء برلين تكامل اوليه را نشان مىدهد ، ( 22 ) در حالى كه آلبوم تنظيم شده به وسيلهء او و پسرش فقط حاشيههاى بسيار هنرمندانهء گياهى و هندسى را نشان مىدهند . در حالى كه مينياتورهاى اصلى ، طبقهء حاكم را غالبا رسمى و باشكوه به نمايش مىگذاشتند ، شكلهاى حاشيه سرشار از زندگى بودند . در آنها نه فقط نقشهاى مسيحى به چشم مىخوردند ، بلكه مردمانى از زندگى معمولى در بهترين سنت طراحى در معرض ديد بيننده قرار داشتند ؛ ما در حاشيهها سيبفروشان ، دانشجويان ، زاهدان ، و شكارچيانى با تفنگ يا تيركمان ، باغبانهايى در حال كندن چاله ، زنانى با سبوى آب و گلدان در روى سر ، نوازندگان ، و خيلى چيزهاى ديگر را مىيابيم كه در واقع واسطهء يك تجسم حاشيهاى از زندگى روزمره ، ولى در عين حال شايسته ، در دورهء جهانگير هستند ، چون نقاشان دربار بندرت خود را با موضوعاتى از بازار يا زندگى روزمرهء
هامش
( 1 ) . سورهء 80 ، آيهء 15 - 16 .
( 2 ) .Guimet .