تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
گوش و سپس ماهى و گل كه پايه و اساس تكنيك آنان شدند و به عناصر معمارى و انواع مختلف اسبها ، فيلها ، و انسانها منتهى گرديدند ، نيز فراگرفتند . اين آموزش پايهء شباهت خيلى از شكلها و تركيبها را در مينياتورها توجيه مىكند . ساخت يك مينياتور صبر زيادى لازم دارد ، بدين‌گونه پى برده مىشود كه هنرمند براى يك اثر كوچك اواخر دورهء مغول به 6 ماه وقت نياز داشته است . براى اكبر نقاشى از يك‌سو وسيله‌اى براى زنده كردن متون تاريخى و عشقى ، و از سوى ديگر راهى براى بهتر شناختن همنوعانش بوده است : مشاهدهء چهرهء افسران و درباريانش كه به آنها دستورهايى داده بود ، براى او اساس قضاوت يا حتى ارتقا بود ، تصوير چهره‌ها تا حدى به عنوان حكم توقيف با عكس و تفصيلات مورد استفاده بود . علاوه بر اين : « اكبر كوچولو به طورى كه گفته مىشود ، در كابل تصوير پيكرى را با اعضاى جدا از هم كشيده است ( شايد به سادگى تصويرى مثل آنچه بچه‌ها خلق مىكنند ) ؛ وقتى پرسيده‌اند اين شخص كيست ، پاسخ داده است ، همو « 1 » ، و سالها بعد ، وقتى كه او در سال 1556 در جنگ مقابل همو قرار مىگيرد ، نمىخواهد كه خودش او را بكشد ، چون قبلا در بچگى او را تكه‌تكه كرده بود . . . » . ( 6 ) ولى در دورهء اكبر چيز تازه‌اى وارد سنت نقاشى شد : اين آثار اروپايى بود كه يزوييت‌ها به دربار آوردند . بدين‌ترتيب تصاوير انجيل سلطنتى چند زبانى ، و كنده‌كاريهاى فلاماندى بايد تأثير فوق العاده‌اى روى هنر مغول گذاشته باشند ، نه فقط موضوعاتى از انجيل ، بلكه تكنيكهاى اروپايى مناظر و چيزهايى مشابه گرفته و استفاده شوند . يكى از جالب‌ترين مينياتورهايى كه از اين نخستين همزيستى دو هنر متفاوت هندو - مسلمانى و اروپايى به وجود آمد ، متعلق به مصورسازى دست‌نويسى ارزشمند از خمسهء نظامى است كه حدود سال 1595 قابل تاريخ‌گذارى است . ( 7 ) اين مينياتور افلاطون را جلو يك ارگ قابل حمل نشان مىدهد - ارگى كه اكبر براى محظوظ شدن از پرتغاليها دريافت كرده بود . اطراف فيلسوف بزرگ را حيوانات و پرندگان زيادى در وجد و شعفى جذبه‌انگيز پر كرده‌اند - كسى كه يك‌بار گربه‌اى را در مستى سنبل الطيب ديده است مىداند كه هنرمند مغول تا چه حد وفادار به طبيعت شيرها و پلنگهاى آرام دراز شده در اين‌جا و آنجا را با پنجه‌هاى بالا آورده تصوير كرده است ، و از كنار ارگ كه با همه‌گونه تصاوير به نظر اروپايى تزيين شده است ، مردى كه لباس اروپايى بر تن و كلاهى بر سر دارد ، مشغول تماشاست . اگر اكبر عاشقى شوريده براى نقاشى بود ، جهانگير در ميان مغولان يك خبرهء واقعى محسوب مىشده است .
هامش
( 1 ) .Hemu .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 328 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى