تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
برجهاى كليسايى هلندى ، پل قطار ، و حتى بناهاى كليسا شكلى را جلوه‌گر مىسازند ، در حالى كه تصوير اصلى مردمانى را در كشمير يا آگرا نشان مىدهند . مدل بدنها نيز مستحكم‌تر مىشود ، مرتاضهاى نيمه‌عريان گواردهان نمونه‌هايى از اين هنر هستند . ( 17 ) در اين رابطه تودهء عظيم مردمى كه در صحنه‌هاى جنگ ، گاه و بيگاه نيز در صحنه‌هاى دربار در زمينهء عقب تصوير پديدارند ، بسيار جالب توجه است : در نگاه اول به نظر مىرسد كه فقط يك تور ظريف خاكسترى روى زمينهء عقب گسترده شده است كه با اين وصف با ديد بسيار دقيق از نزديك ازدحام مردم ، و در جنگها درهم برهمى سلاحها را نمايش مىدهد . تنها در بزرگنمايى چند برابر ، مثل نمايش اسلايد مىتوان تك تك پيكرها را تشخيص داد كه غالبا نيز دقيقا شخصيت‌پردازى شده‌اند ؛ در اين ميان نيزه‌ها كه جنگل منظمى از ظريف‌ترين خطوط باريك را تشكيل مىدهند ، قابل تحسين هستند . آشكارترين مهارت هنرمندان در تصوير جنگ ساموگرهء سال 1658 ديده مىشود كه در آن اورنگ زيب برادرش داراشكوه را شكست داد ، كوچك‌ترين اسبها ، فيلها ، چادرها ، و عرابه‌ها صحنه‌پردازى براى اين جنگ سرنوشت‌ساز ( 18 ) را شكل مىدهند . گاهى از اوقات هنرمندان در زمينهء عقب تصويرشان صحنه‌هايى از زندگى روزمره را ضميمه مىكنند ، به نحوى كه ما از اين طريق دست‌كم به مختصرى از زندگى كشاورزان در حال كار در مزارع با گاريهاى كوچكشان و روستاييان در حال كشيدن آب از چاه كه شايستهء تصويرى بزرگ نبوده‌اند ، پى مىبريم . ولى اثر انجيل چند زبانى و كنده‌كاريهاى اروپايى فقط محدود به مسائل تكنيكى مثل چشم‌اندازها نمىشوند - برداشت از موضوعات مسيحى بسيار جالب توجه هستند - ما تصاويرى از حضرت مريم را عينا مثل تصاوير روايات مسيح ، بدان‌گونه كه براى مسلمانان از قرآن و ادبيات مذهبى ، به ويژه از ادبيات عرفانى آشنا بودند ، پيدا مىكنيم ، مثل داستان غالبا تعريف شده و حتى به كار برده شده توسط گوته ، دربارهء اينكه چگونه مسيح از كنار سگى مرده گذشته و زيبايى درخشان دندانهايش را تحسين كرده است ، در حالى كه حواريونش فقط متوجهء بوى گند لاشهء سگ شده‌اند . . . بيشتر اوقات تصاوير اروپايى مغوليزه شده‌اند ، يك نمونهء زيبا تصوير مهاجرى از فرخ بيك است كه از سال 1585 در خدمت دربار بود . اين اثر را مىتوان نتيجه و پيامد تصويرى از مارتن دوفو « 1 » دانست ؛ ( 19 ) ولى هنرمند مغول با مهاجر خود تعدادى بچه گربهء بامزه همراه كرده است كه خودشان را با ظرفهاى شير مشغول كرده‌اند و درخت بزرگ با برگهاى نقش‌پردازى شده‌اش حقيقتا به دنياى شرق هدايت مىنمايد . به اين رده‌بندى از تلاقى شرق و غرب ، تصاوير زياد و متعددى از سر فرشتگان تعلق دارد - نه فقط
هامش
( 1 ) .MartandeVo .