تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
او از كودكى نقاشان را در كارگاه نقاشى پدرش نظاره مىكرد و وقتى كه در سال 1599 كوشيد در اللّه آباد خود را مستقل كند ، باز هم در ميان نقاشان بود . آقا رضا كه ابو الحسن پسر به دنيا آمده‌اش در حدود سال 1588 بايد يكى از دو درخشنده‌ترين نقاشان نقش حيوانات در دربار جهانگير شود و به حق لقب نادر الزمان را بگيرد ، جزو اين نقاشان بوده است . جهانگير پس از مرگ اكبر بخشى از نقاشان را كه ديگر براى خواسته‌هاى سطح بالاى او كفايت نمىكردند ، مرخص كرد ؛ او بدين‌وسيله غيرمستقيم مسئول پيدايش مدارس نقاشى ايالتها شد كه در آنها سبك مغول و تكامل يافتهء تا آن زمان همچنان تعليم داده شد و بعضا نيز روى هنرمندان راجپوتى تأثير گذاشت . جهانگير به ديد تيزش كه او را قادر مىساخت هر نقاشى را فورا از روى سبكش تشخيص دهد ، افتخار مىكرد و اگر چندين نقاش روى يك تصوير كار كرده بودند ، مىتوانست بلافاصله بگويد كه چه كسى چشمها را كشيده و چه كسى رنگها را انتخاب كرده است . . . ديدگاه‌هاى زيادى از نقاشى وجود داشتند كه توجه او را جلب مىكردند . او در مورد استفاده از تصوير چهره‌ها به عنوان مجموعه‌اى از سيماشناسى كه به او اجازه مىداد اصيل‌زادگان خود را فورا تشخيص و مورد قضاوت قرار دهد ، چيزى كه براى اشغال ، پستها ، و ترفيع‌ها اهميت داشت ، پيرو پدرش بود . او همان‌طور كه مطربى مهمانش تعريف مىكند ، حتى اجازه داد تصوير دو شاعر آسياى مركزى را كه شخصا آنها را نمىشناخته است ، طبق توصيف مهمانش اصلاح شود . ( 8 ) او به نقاشى تا حدى به عنوان وسيله‌اى علمى كه به وسيلهء آن مىآموزد جهان را بهتر درك كند ، مىنگريسته است . او كه شوريده به همهء حيوانات و گياهان علاقه داشت هيچ موقعيتى را براى دستور كشيدن تصوير آفريده‌اى نادر و عجيب رنگ شده و شكل داده ، از دست نمىداد ، حتى عنايت خان در حال مرگ را . برايش چيزى بىاهميت وجود نداشت ؛ در اين جا مارمولكى با پنجه‌هاى بادكش‌دار را مورد تحسين قرار مىدهيم كه نقشهاى روى پوست و نگاه حريصانه‌اش ، واقعى نمايش داده شده است و در آنجا غزال هندى اصيل با نگاهى غم‌انگيز ديده مىشود ؛ زاغها و مرغان آبى ، شاهپركها و گياهان به لطف نقاشانش براى ما آشنا هستند . گياهان كشمير بيش از همه با دقت زياد ثبت و ضبط شده‌اند . اگر ابو الحسن و منصور برجسته‌ترين نقاشان در كشيدن طبيعت بودند ، جهانگير ، بيشانداز را بهترين چهره‌نگارش محسوب مىداشت و او را با خان عالم به ايران فرستاد ، جايى كه او بايد چهرهء برادرش ، شاه عباس اول را مىكشيد . ولى مانوهار و پدرش باساوان ، دو استاد هندوى تركيبهاى لطيف و ملايم و چهره‌هاى نافذ از زاهدان و جوكيها ، به او بسيار نزديك بودند . در دورهء او انواع متفاوتى از پيكرنگارى تكامل يافته است . ( 9 ) مهم‌ترين آنها تصوير تمام قد است كه در آن براى ما نه فقط شخص فرمانروا ، بلكه بيشتر اعضاى دربار آشنا هستند كه سپس در تصاوير بزرگ
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 329 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى