غالبا از كاغذهاى كرم رنگ سبك استفاده مىكردند ، در حالى كه در دورهء شاه جهان كاغذهاى سبك غالبا ساخته شده از الياف ابريشم ترجيح داده مىشده است . كشمير همواره محل مهمى براى ساخت كاغذ بود ، ولى در لاهور ، احمدآباد ، و دولت آباد نيز كاغذ ساخته مىشد . هنر مرمرنمايى معروف بود ؛ خوشنويسيهاى فوق العاده زيبا روى كاغذهاى مرمر نوشته مىشدند ؛ ولى هنر خلق پيكرهاى مرمرين ، تخصص هنرمندان در دكن بود ، همهء تصاوير رنگى نبودند ؛ سبكى كه نيم قلم « 1 » نام دارد ، بسيار زيباست . در اين سبك خطوط قهوهاى رنگى كه تصوير را شكل مىدهند ، با طلا يا رنگهاى كاملا لطيف مىتوانند برجسته نشان داده شوند .
براى صحنههايى كه براى مصورسازى دستنويسها ضرورى بودند ، طرح دقيقى ريخته مىشده است ؛ غالبا نقشهء ابتدايى به دست يك هنرمند و رنگآميزى به هنرمند ديگرى داده مىشد ، در حالى كه براى چهرهها متخصصانى وجود داشت . ولى اغلب يك هنرمند براى كل تصوير مسئول بود . امضا نشان مىدهد كه چه كسى در كار سهيم بوده است .
چنانچه ضرورت داشت ، شكلها - غالبا چهرههايى برداشته شده از زندگى در چرخش - روى پوست نازك و شفاف آهو قرار داده مىشد كه سپس با نازكترين سوزنها سوراخهاى ريزى در امتداد خط دور آن ايجاد مىكردند . بعد روى اين پوست گرد لطيف زغال ساييده مىشد ، به نحوى كه روى صفحهء در زير قرار گرفته يك كپى به وجود مىآمد . اين امر بخصوص در مورد چهرههاى درباريان كه در صحنههاى دربار ، همواره ظاهر مىشوند و بدينترتيب روى بينندگان امروزى نيز مثل آشنايان قديمى تأثير مىگذارند ، ولى مىتوانسته باعث شود كه در برخى از صحنههاى دربار پيكرها يك اندازه نباشند ، چون الگوها اندازههاى متفاوت داشتند .
وقتى تصوير تمام مىشد ، برعكس روى سطح صاف محكمى قرار مىگرفت و با يك عقيق مالش داده مىشد تا بدينترتيب سمتى كه تصوير روى آن بود صاف و يكدست شود .
در دورهء اكبر نقاشان عادت داشتند كارشان را هر هفته به فرمانروا نشان دهند . به نظر مىرسد كه او با درك شگفتآورش به آنها تحرك زيادى مىداده است . ( 4 )
جالب توجه است كه در ميان نقاشان مغول خيلى از آنان با هم فاميل هستند : پدر و پسر ، عمو و نوه ، و همچنين برادر . ( 5 ) حتى يك زن نقاش به نام نادره بانو ، دختر يكى از شاگردان آقا رضا وجود دارد كه كپى كنندهء يك كندهكارى فلاماندى است . بچهها اينچنين در دل سنت رشد كردند و از سنين پايين تكنيك مخلوط كردن رنگها و ساخت قلممو را آموختند ؛ ولى آنها نقشهاى ساده را ، از نقش مارپيچ گرفته تا سه
هامش
( 1 ) .nimqalam .