بود . اين موضوع قابل درك است ، ( 25 ) چون پدرش عاشق خوشنويسى بود و وقتى كه او پى برد كه « مير عماد » « 1 » بهترين خوشنويس نستعليق معاصر در ايران - در واقع به دستور يا دستكم با اطلاع شاه عباس - به قتل رسيده است ، بايد فرياد كشيده باشد : « اگر برادرم شاه عباس او را براى من فرستاده بود ، او را با مرواريد وزن مىكردم ! » ولى نوهء مير عماد به قتل رسيده بعدا به دربار مغول آمده است . او رشيد ديلمى بود كه به شاهزاده داراشكوه تعليم خوشنويسى مىداد . داراشكوه نزد مير محمد صالح كاشفى ، ( ف .
1651 ) ، ملقب به مشك قلم ، ناظر كتابخانهء سلطنتى نيز آموزش مىديده است . او بر انواع سبكهاى مختلف تسلط داشت ؛ بيشتر صفحات حفظ شده از او به نستعليق سليس نوشته شده است ؛ ولى تعدادى صفحات تذهيب شده به ثلث نيز وجود دارد . در بيشتر موارد نام شاهزاده در محل امضا پاك يا با رنگ پوشانده شده است كه احتمالا كار اطرافيان اورنگ زيب مىباشد ؛ داراشكوه سرانجام به عنوان كافر اعدام شده است .
مصرح فارسى به خط نستعليق ، خوشنويسى مير على هروى
اورنگ زيب كارايى و لياقتش را با خط ثلث زيبايى نشان داده است و بيشتر نمونههاى قرآن را كپى كرده است كه تعدادى از آنها محفوظ ماندهاند . او به نستعليق ظريفى نيز مىنوشته است . ( 26 )
و عشق به خوشنويسى در خاندان مغول دوام يافت ، چون بالاخره از يك مرد اصيل انتظار مىرفت كه دستخط خوبى داشته باشد . ولى آخرين فرمانرواى مغول بهادر شاه ، خط نقاشيهاى زيبايى از نيايشها و دعاها به درگاه الهى ابداع كرد كه آنها را گلها و چهرههايى شكل داده بود . دورهء مغول از بابت آثار خوشنويسان و نقاشان سرزمين تا روزهاى حكومت شاه عالم دوم كمبودى نداشته است . ( 27 ) كتابهاى مرجعى نيز تأليف شده بودند كه در آنها سرگرميهاى خوشنويسى متفاوتى كه هنوز هم در انتظار اصلاح
هامش
( 1 ) .MirImad .