خطى موجود در كتابخانه مغول در آن زمان را با خود برده است . ( 17 )
بعضى از دستنويسها يادداشتهاى ثبت شدهء شاهزادگان را به صورت متن بر خود دارند .
دستنويسها به دقت در پارچهاى ابريشمى پيچيده مىشدند ؛ جلدها اكثرا از لاك پرتزيين يا از چرم با طرح تزيينى پرس شدهء مطلا يا مرواريد نشان بودند كه مىتوان از مينياتورهايى كه چنين كتابهايى را در دست خوانندگان متشخص نشان مىدهند ، تشخيص داد .
ولى اين فقط به محتواى كتابها مربوط نمىشده است ؛ مغولان براى خوشنويسى خوب ارزش زيادى قايل بودند و فعالانه دستنويسها يا لوحهها را از دست استادان خوشنويس جمعآورى مىكردند ، و كمتر هدايايى مىتوانست مثل يك صفحه يا حتى يك نسخهء كامل به خط يك خوشنويس معروف ، فرمانروايى را به شدت خوشحال كند .
در هند اسلامى با خط كج نسبتا سادهاى نوشته مىشد ، خط كوفى پيچيدهء دشوار ، همان علامت هنرمندانهء درهم پيچيدهاى كه در قرن 12 و 13 در جهان اسلام براى كتيبهها به كار برده شده و در اجمر و در قطب منار در دهلى به چشم مىخورد ، مثل همه جاى ديگر خيلى زود به وسيلهء خط كج دگرگونهء ثلث « 1 » جايگزين شد ، همانطور كه در بناهاى اواخر قرن 13 در دهلى و جاهاى ديگر تشخيص داده مىشود ، با كشيدگى ضخامت يافتهاش به سمت بالا خود را برتر و ممتاز مىسازد ، كتيبههاى بزرگ قطب منار در دهلى نمونههاى بسيار خوبى هستند . در بنگال در بعضى از نواحى خطى بسيار تزيينى براى بنا تكامل يافت كه حدود سال 1500 به نقطهء اوج خود رسيده است . ( 18 )
در خوشنويسى اصلى مدتها خط نسخ « 2 » تقريبا خشكى در كنار خط به اصطلاح بيهارى وجود داشت كه تا قرن 19 علاقهمندانه با آن قرآنهايى نوشته شدهاند . خط بيهارى نيز مثل خط مغربى در انتهاى ديگر جهان اسلام در شمال افريقا ، از قواعد كلاسيك ابن مقله « 3 » ( ف . 940 ) پيروى نمىكند ، بلكه شكلى كمى گوشهدار و كاملا نامتوازن دارد ؛ در عوض دستنويسها باز هم مثل مراكش رنگين هستند .
در ايران بويژه براى متون فارسى تعليق ، سبك آويخته ، با شيبهاى مشخص از سمت راست بالا به سمت چپ پايين تكوين يافت كه سپس حدود سال 1400 به نستعليق شكل پيدا كرد كه در آن قواعد سخت ابن مقله روى حروف آويخته اعمال شدهاند . بدينترتيب خطى با تفاوتهاى آشكار بين خط تيرهء ظريف بالا و پايين حروف به وجود آمد كه در ميان انواع مختلف سبكهاى خوشنويسى به سبب ظرافتش به عنوان « عروس خطها » تلقى شده است .
هامش
( 1 ) .thulth .( 2 ) .naskh .( 3 ) .IbnMuqla .