در زينت المساجد ، دهلى كه مسجد كوچك ساخته شدهاى به وسيلهء زينت النسا ، دختر اورنگ زيب در كنار حصار بيرونى دژ قرمز بود ، برگزار مىشدند ، و اگرچه اين دختر اورنگ زيب مثل خواهرش زيب النسا ، اشعار عاشقانهء فارسى نسروده و ننوشته است ، مسجد احداث شده توسط او نقش مهمى در شكلگيرى ادبيات اردو ايفا كرده است .
اديبان مورخ با ميل از چهار ستون اردو ، يعنى بانفوذترين شعراى قرن 18 صحبت مىكنند . ( 1 ) آنها عبارتند از مير تقى مير ، وفات 1810 ، در سن 90 سالگى ، خواجه مير درد وفات 1785 ، ميرزا سودا وفات 1781 ، و مظهر جآنجانان ، ف . 1785 ؛ ولى به جاى مظهر جآنجانان كه به عنوان رهبر شاخهاى فعال از فرقهء نقشبندى تا امروز ، شهرت بيشترى تا شاعر كسب مىكند ، امروزه بيشتر از مير حسين ( ف . 1786 ) نام برده مىشود كه مثنوىاش با عنوان قصهء بىنظير ، جزو جذابترين شعرهاى ساخته شدهء افسانهوار است .
در اين اثر تمام ترفندهاى سبكى به كار برده شده است و به سبب توصيفات بسيار زياد از باغها ، قصرها ، لباسها ، و شكل زندگى عشاق از نظر تاريخ هنر نيز داراى اهميت است .
مير تقى مير در ميان شعراى قديمى اردو شاعرى بزرگ است . مصرعهايش طنينى مثل آه كوتاه دارند و همواره باز هم آواز عشق مىخوانند ، البته عشقى تحقق نيافته ! آنها به واسطهء كاربرد شكيل زبان عاميانه و نوع خاص سخنوريها همان قدر زيبا هستند كه براى ترجمه دشوار مىباشند . آيا خودش نمىگويد :
مرا شاعر نناميد ! چونكه من * فقط درد و رنج جمع كردهام . . . و از آن
كتابى ساختهام !
و او موضوع قديمى فانى بودن همهء زيباييها را در يك مصرع كه اشاره مىكند « لبخند » به معنى غنچه است كه باز مىشود و بدينوسيله نشان مىدهد كه پژمرده مىشود ، خلاصه كرده است :
زندگى گلسرخ تا كى دوام مىآورد ؟ * غنچه فقط لبخند مىزند .
با اين وصف مير در آثار نثرش از فارسى نيز استفاده كرده است و ما نه فقط يك بررسى كلى و اجمالى دربارهء شعراى فارسى و اردونويس زمانش ، بلكه توصيفى تكاندهنده از غارت دهلى در سال 1761 به وسيلهء دوستان و حاميانش ( 2 ) را مديون او هستيم . ولى خواجه مير درد در ميان شعراى قديمى اردو يك عارف است و جالب توجه است كه فرقهء نقشبندى كه عموما از لحاظ هنر و موازين هنرى زياد معتبر نيست در دهلى تعدادى از بهترين غزلسرايان را عرضه داشته است ، عينا همانطور كه 400 سال قبل از