به تزلزل نموده بود ، ظاهرا افكار درخشان و مصنوعى سبك بسيار دشوار هندى ديگر شنوندگان و خوانندگان را كاملا ارضا نمىكردند . افكار و قالبهاى جديدى مورد نياز بودند و آنها از جنوب هند آمدند .
در دكن - قلمروهاى گلكندا ، بيجاپور ، و اطراف - در كنار زبانهاى محلى مثل تلوگو « 1 » و تاميل ، دخنى ( زبان جنوبى ) اردو قبلا از پايان قرن 15 كم و بيش در ادبيات به كار برده شده بود ( ناگفته نماند گوجراتى در گوجرات ) . نخستين نوشتارهاى عرفانى در آنجا كمى زودتر از اشعار قابل قياس در شمال غرب هند ، به وجود آمدهاند . در دكن نيز به صورتى شگفتآور سريع - در هر حال سريعتر از شمال - شعر معمولى و عادى توسعه پيدا كرد . به عنوان مثال اشعار حماسى عاشقانه و مصرعهاى پرگلايهء شاد محمد قلى قطب شاه از گلكندا ( 1580 - 1612 ) و همسايهاش ابراهيم عادل شاه دوم ( 1580 - 1627 ) از بيجاپور طراوتى سحرانگيز دارند و خود را از اشعار پيچيدهء فارسى كه در همان زمان در دربار مغول سروده و نوشته مىشدند ، كاملا متمايز مىسازند . زيرا كه در شمال زبان اردو يا زبانهاى مختلف هندى ، و بيش از همه زبان هندى كه تقريبا از نظر گرامر با اردو يكسان است به صورتى گسترده خارج از محدودهء ادبيات سطح بالا و امور ادارى ، مورد استفاده بوده است .
حدود سال 1700 نگرانى برخى از اديبان براى زبان هندوستانى ، ( همانطور كه اردو و هندى بعدا خلاصه شدهاند ) مورد استفاده در گويش عاميانه ، آغاز شد . بدين معنى كه والى شاعر بزرگ دخنى - اردو از جنوب به دهلى مىآيد و به همكارانش در آنجا نشان مىدهد كه دخنى تا چه حد انعطاف پذير و متنوع در مصرع شعرهاى زيباى مورد استفادهء او كاربرد دارد . از آن به بعد برخى از شعراى دهلى سرودن و نوشتن مصرع شعرهايى به اردوى معلا ، زبان اردوگاه سپاه عظيم ( يعنى دربار مغول ) را آغاز كردند . ولى اين زبان نخست به عنوان ريخته ، آميخته تلقى شد ، زيرا عناصرى از هندى ، تركى ، و بيشتر فارسى را در خود داشت . در واقع قديمىترين شاعر به زبان ريخته كه از دهلى معروف است ، جعفر زتلى طنزپرداز بود كه مصرعهاى طنزآميزش باعث شد فرمانروا فرخ سير دستور اعدامش را در سال 1713 صادر كند .
انگيزهء كاربرد ريخته ، اردو به عنوان واسطهاى شاعرانه هرچه كه ممكن است بوده باشد ، ولى در دورهء ناآراميهاى سياسى پس از مرگ اورنگ زيب و بيش از همه در روزهاى حكومت محمد شاه رنگلا ( 1719 - 1748 ) عياش عدهاى از شعرا يافت مىشوند كه قصد داشتند كمى از ظرافت زبان فارسى را به زبان بومى اعطا كنند . آنها دربارهء كاربرد قواعد فارسى و علم وزنهاى شعر در اردو به بحث و گفتوگو پرداختند و دستور العملهايى براى قافيههاى تمام عيار تدوين كردند ، در حالى كه خان آرزو ، ( ف . 1765 ) نوادهاى از صوفى بزرگ محمد غوث گواليورى به عنوان قانون گذار ادبيات جديد ، محسوب مىشود . گردهمايى شعرا
هامش
( 1 ) .Telugu .