به خداوند ، الحلاج مىشود كه در سال 922 اعدام شده است ، جنبهء كم وجهه اين ترانههاى ريسندگى است .
بوله شاه به هير رنجها « 1 » ، منظومهء حماسى و رزمى پنجابى نيز با كنايه اشارهاى كرده است : هير ، دختر عاشقى است كه زير بار تحقير تمام آداب و رسوم و مخاطرات به رنجها عشق مىورزد و در مرگ با او همگام مىشود . آيا او اينچنين آواز سر نداده است :
همواره باز هم رنجها گويان ، خودم رنجها شدم !
داستان هير رنجها كمى بعد از بوله شاه به وسيلهء هموطنش واريس شاه « 2 » به منظومهاى حماسى و رزمى شكل پيدا كرد كه مىتوان آن را به عنوان سرود ملى پنجابيها و چه هندوها ، مسلمانان ، و يا سيكها تلقى كرد .
در حالى كه صوفيان مصرعهاى عارفانهء خود را با آواز مىخواندند و همانطور كه امروزه هنوز هم در كازور ديده مىشود خود را به رؤياهاى الهام شده از حشيش مىسپردند ، پنجاب همواره بيشتر تحت كنترل سيكها قرار مىگرفت . آنها پس از فروپاشى مغولان قدرتشان را در ايالت موطنشان استحكام بخشيدند و سرانجام به كمك انگليسىها امور ادارى مختص به خود را سازمان دادند - رانجيت سينگ سالهاى زيادى از دژ مغولان در لاهور حكومت را اداره مىكرد . « شاه عبدل عزيز » پسر شاه ولى اللّه عالم مذهبى اصلاحطلب دهلى كوشيد همراه با اسماعيل شهيد كه يك واعظ بود ، عليه سيكها بجنگد . آنها هر دو در سال 1831 كشته شدند . در سال 1849 انگليسىها حكومت پنجاب را نيز در دست گرفتند .
ولى در حالى كه سندى يك زبان ادبى زندهء مورد استفادهء مسلمانان و همچنين هندوها شده بود كه ادبياتى غنى و مرتب در حال مدرن شدن را به همراه آورده بود ، پنجابى به عنوان زبان ادبى ، بيشتر محدود به سيكها باقى ماند كه آن را با الفباى خود ، يعنى گورموخى ، مىنوشتند . در واقع اشعار كلاسيك بزرگى مثل مثنوى رومى به روايتهاى پنجابى وجود دارد ، ولى مسلمانان براى ادبيات سطح بالا غالبا از اردو استفاده مىكردند ، گرچه عاقبت نيز ادبياتى مسلمانى - پنجابى به وجود آمده است .
اردو
فروپاشى تدريجى حكومت مغول پس از مرگ اورنگ زيب در ادبيات نيز انعكاس پيدا كرد . زبانهاى ناحيهاى ارائه شعرى جالب و بيشتر با حال و هواى عارفانه را آغاز كرده بودند و جايگاه شعر فارسى شروع
هامش
( 1 ) .HirRanjha .( 2 ) .warithShah .