تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
دهلى اينك اشكها به جاى رودها روان هستند ، اجازه مىدهد تا به عمق غصه‌اش براى شهرى كه او هرگز آن را ترك نكرد ، پى ببريم . زبان اردو رقم بزرگ‌ترى از مرثيه‌ها را نيز مديون سوداست . مرثيه‌ها اشعارى شكوه‌آميز براى مرگ حسين بن على ( ع ) ، نوهء پيغمبر هستند كه در 10 محرم سال 680 در كربلا ، عراق به وسيلهء لشكريان حكومت بنى اميه كشته شده است . هنر مرثيه كه سپس بيشتر در لكنوى شيعه مذهب شكل داده شده است ، بخش مهمى از ميراث قلمروى مغول و حدود پايان قرن 18 ايالتهاى استقلال يافتهء آواده و حيدر آباد / دكن است . آنيس ، ( ف . 1875 ) و دبير ، ( ف . 1874 ) دو شاعر بزرگ مرثيه‌سرا در آواده تمام جزييات واقعى و تصورى جنگ كربلا را در صدها شعر بلند توصيف كرده‌اند . آنها براى اين كار قالب مسدس را كه شعرى شكل گرفته از بندهاى شش بيتى هم قافيه است تكامل بخشيدند . مسدس بدين نحو ، در فهم و درك شنونده حامل تفكرات مذهبى يا اخلاقى است ، بزرگى نقشش در ادبيات متأخر اردو به همين دليل است . مسلمانان قلمروى در حال سقوط مغول و آغاز حكومت مستعمراتى ، درد و رنجهاى اولاد پيغمبر در زمان بنى اميهء از خدا بىخبر را با درد و رنجهاى خود در زمان حكومت انگليسىها قابل مقايسه تفسير مىكنند . انگليسىها در سال 1800 در مقر جديد خود كلكته دژ ويليام را احداث كردند كه در كنار اهداف ديگر بايد براى آموزش اردو با هدف معين مورد استفاده قرار مىگرفت ؛ چون مأموران دولتى انگليس ، حقوقدانان و افسرانى كه در هند كار مىكردند ، نمىتوانستند فارسى و اردوى پيچيده و پرشاخ و برگ ادبى سطح بالا را براى مقاصد عملى خود به كار برند . و بدين‌ترتيب در دهه‌هاى آخر حكومت در حال مرگ مغول ، تحول و تكامل زبان اردو يا همان‌طور كه غالبا گفته شده است زبان هندوستانى ، به عنوان گويش عاميانهء قابل استفاده آغاز گرديد . ولى زبان فارسى در سال 1835 به عنوان زبان ادارى به وسيلهء منشور مكيولى جايگزين زبان انگليسى شد . با اين وصف در اين آخرين مرحلهء حكومت مغول باز هم فعاليت ادبى فراوانى يافت مىشود . در لكنو زبان اردو به وقار و ظرافتى ناشناخته تا آن زمان ، تكامل پيدا كرد و شعراى زيادى براى مصرعهاى جذاب ولى غالبا نيز بىاهميتشان از آن استفاده كردند . كسى كه ذوق و شوق جمله‌پردازيهاى مضحك و پرمعنى را دارد - در حالى كه گاه و بيگاه به كلمات قصارى به تركى و كلمات ابتدايى انگليسى مثل شيشه و بطرى برخورد مىشود - از زبان شعراى لكنو كه مثل مشروبى گازدار روى زبان اثر مىگذارد ، لذت مىبرد . ( 3 ) اردو در دهلى بيشتر به شكل سنتى شكوفا شد . در آنجا مقدم بر همه ميرزا اسد للّه غالب ( 1797 - 1869 ) ، بود كه كار فارسىاش از نظر وسعت عمل چندين برابر مجموعهء كوچك اردويش بوده است . ( 4 ) ولى اشعار اردوى غالب نيز مثل مورد مير درد ، همان‌گونه كه خود مىگويد ، مصرعهاى بىرنگ او هستند
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 311 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى