است . از جمله ساسى « 1 » ، دختر رختشويى كه شاهزادهء دزديده شدهاش را در بيابان و كوهستان ، بدون اينكه او را بيابد ، دنبال مىكند ، تا خود به آواى عشق تبديل مىشود ، و يا سوهنى كه در رودخانه غرق مىشود ، يا ليلا كه به طمع گردنبندى گرانبها به دخترك خدمتكارش اجازه مىدهد شبى را با همسرش بخوابد و به همينسبب فورا طرد مىشود . . . همهء اين زنان با ناراحتيهاى روحى دچار غم و اندوه مىشوند تا سرانجام پاك و زلال شوند . زيباترين داستان ، شايد داستان مارويى « 2 » ، دخترك روستايى است كه توسط شاهزاده عمر از عمر كوت برده مىشود و از تسليم خود به او امتناع مىورزد و فقط اشتياق بازگشت به دهكدهاش را دارد ، همانطور كه نىلبك همواره براى نىاى كه از آن بريده شده احساس دلتنگى مىكند .
( شاعر به ويژه در اينجا از مثنوى روفى كه در هندوستان از نظر اهميت پس از قرآن قرار دارد ، نقل قول مىكند ) .
شاه عبد الطيف لطيفترين مصرعها و ابراز دردهاى عاشقانه را كه تا امروز در سند معروف هستند و در واقع بعضا ضرب المثل شدهاند ، در دهان همهء اين زنها جا داده است . توصيفى از جوكىها كه به عنوان قديسان واقعا تكامل يافته ، بىاختيار مثل كدوهايى تمام دنيا را زير پا مىگذارند و همچنين فصلى دربارهء خيالبافى كه با ميل به عنوان نمادى براى خيالبافى دربارهء خداوند به كار برده مىشود ، وجود دارد .
استعداد دريافت و درك شاه عبد الطيف در سورسارنگ « 3 » ، « ترانهء باران » آشكار مىشود كه در آن به شكلى طبيعتگرا ، نياز كشاورزان و ماهيگيران را به باران توصيف مىكند . ولى چيزى را كه او بدينوسيله بيان مىكند تنها نزولات جوى به صورت باران نيست ، بلكه باران رحمت الهى است كه خود را در حضرت محمد ( ص ) هويدا مىكند - مثل « رحمة للعالمين » « 4 » ، بدينترتيب باران را رحمت هم ناميدهاند .
ساير شعرا نيز تقريبا هم زمان شروع به سرودن انواع مختلف مديحهسراييها در مدح پيغمبر كردند كه در آنها همواره تجسمات تازه و بعضا واقعگرايانهء زيبايى ، و لطف همسر محمد ( ص ) را ستودهاند و در اين ميان تمام آداب و سنن عروسى را ، از رشتههاى گلسرخ گرفته تا ريختن سكه بر سر عروس ، برشمردهاند .
گاهى از اوقات هم اشتياقشان را براى مدينه ، آخرين محلى كه پيغمبر در آنجا آرميده است ، ( 7 ) با آواز بيان داشتهاند .
همچنين در همان زمان فرقهء نقشبندى پس از اينكه نمايندگانش در دهلى نفوذ زيادى به دست آوردند ، در سند فعال شد و برخى از رهبرانش ، به ويژه شاه ولى اللّه ، در سياست دهلى نقشى مهم ايفا
هامش
( 1 ) .Sassi .( 2 ) .Marui .( 3 ) .SurSarang .( 4 ) . سورهء الانبياء ، آيهء 107 .