مثل ساير زبانهاى جديد هندى غالبا مشكل مىتوان حكم داد كه آيا شعرى حاوى عشق و اشتياق از حول و حوشى اسلامى مىآيد يا بيانى از بهاكتى عارفانهء هندى است كه در آن عشق به خداوند و شور و اشتياق روح در تقريبا كلمات يكسانى مثل كلمات شعر عارفانهء اسلامى بيان مىشود .
در سالهايى كه همايون در سند سرگردان بود و پسرش اكبر در آنجا در عمركوت « 1 » به دنيا آمد ، يك قاضى در سوان كنار رود ايندوس مصرعهاى عارفانهء كوتاهى مىسرود . قاضى قادن « 2 » ، اينطور كه اسم برده مىشود بايد جزو فرقهء مهدويه بوده باشد ؛ او از گوجرات در سال حدود 1500 به سند آمده است . ( 1 ) در مصرعهاى قاضى قادن انديشهء مهدويه زياد قابل تشخيص نيست ؛ مصرعهايش آنچه را كه همهء عارفان و صوفيان احساس مىكنند ، بيان مىدارند : عشق به خداوند ناشناخته و اعتماد به او . 25 سال پيش فقط هفت دوها ، دوبيتى در قالب شعر هندى شناخته شده بود ؛ سپس حدود صد دوبيتى ديگر به صورت دستنويس ، در هاريانا ، ميان متنهاى مذهبى هندى پيدا شده است ؛ اصالت آنها مورد تأييد همهء متخصصان نيست ؛ ولى نخستين دوبيتى از مصرعهاى سنتى صدها بار ذكر و نيز تقليد شده است .
گرامر و ساختمان جمله را براى مردم بگذار - * من به يار مىانديشم .
اين يك موضوع از پيش شناخته شده در تصوف است . همانگونه كه حضرت محمد ( ص ) عامى بود ، چيزى كه به بىاطلاعى از خواندن و نوشتن ، ترجمه مىشود ، همانطور هم يك عاشق به آگاهى و دانش نگاشته بىعلاقه است و فقط به زيبايى الهى مىنگرد ؛ زيبايى كسى كه به گفتهء قاضى قادن در مصرعى ديگر به درخت بانيان شباهت دارد و در حقيقت يك اصله درخت است ، ولى به دليل ريشههاى هوايى بسيار زيادش شبيه به جنگلى كامل است - يگانگى دست نيافتنى الهى و كثرت پديدار شده در خلقت ( انديشهاى كه تغيير قالب شاعرانهء تفكرات ابن عربى هستند ) اينچنين جريان دارد .
قاضى قادن با چنين مصرعهايى - او برخى از اوقات در آنها از مردم فقير ايالتها صحبت كرده يا فشار شديد عشق الهى را به سرازير شدن ناگهانى رود در حال طغيان ايندوس به كانالهاى متعدد تشبيه نموده است - راه را براى شعراى عارف نسل بعد هموار ساخت و ميراث عقلانى و فكرى او براى خاندان مغول نيز تأثير گذاشت . اين سنت تصوف به وسيلهء نوهاش ميان مير به شاهزاده داراشكوه رسيد كه يك شرح احوال جامع تقديم ميان مير كرده است .
آيا خان خانان عبد الرحيم وقتى كه در سال 1590 سهوان را محاصره كرد از مصرعهاى قاضى قادن
هامش
( 1 ) .Omarkot .( 2 ) .QadiQadan .