تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
بخشهاى غربى افغانستان امروزى و مناطق هم‌مرز شبه قارهء هند به كار برده مىشود . درست در پايان قرن 13 امير خسرو شاعر دهلى متوجه مىشود كه در مولتان گروه‌هاى پاتانى مىزيسته‌اند كه زبانشان طورى طنين دارد كه انگار سنگ‌ريزه‌هايى در دهان مىغلتانند - اشاره‌اى كه هنوز امروزه پاتانها را عميقا مىرنجاند ! پيش از مغول چندين سلسلهء سلطنتى حاكم بر هند ، مثل لوويها ، و خلجيها ، و پاتان بودند ؛ چون از گذشته‌هاى دور قبايل محلى در سرزمين كوهستانى به عنوان جنگجويان شجاع معروفيت داشته‌اند . به همين سبب نيز جنبش تحت رهبرى بايزيد انصارى را اكبر و فرماندهان لشكرش بسيار خطرناك برآورد كرده بودند . بايزيد نه تنها يك واعظ مشتاق بود ، بلكه به وسيلهء كتابش خير البيان « 1 » زبان مادرىاش را تا حد زبان ادبى ارتقا داد و بدين‌وسيله به آن تداوم بخشيد . البته مدتها قبل از آن ترانه‌هاى محلى ، ترانه‌هاى كودكانه و اشعار حماسى كه شفاها سنت را ادامه مىدادند ، وجود داشتند . لندى « 2 » يا تپه اشعار دوبيتى 13 + 9 سيلابى ، مطمئنا از خيلى پيش محبوب بودند و امروزه هم هنوز به عنوان قالبهايى بسيار جذاب باقى مانده‌اند و گاهى از اوقات تقريبا يادآور هايكو « 3 » ها ، اشعار سه سطرى ژاپنى هستند . بدين‌ترتيب بايزيد در رديف شعراى عرفانى و واعظانى قرار مىگيرد كه به زبان محلى خدمت كرده‌اند تا پيام خدا دوستى و انسان دوستى را ، همان‌گونه كه هم زمان در ساير زبانهاى هندو مسلمان اتفاق مىافتد ، به مردمان ساده منتقل كنند ؛ و كار او ثمربخش بود . نه تنها آخوند دروازه ، ( ف . 1361 ) ، رقيب علوم الهيات بايزيد كتابهايش را به پشتو نوشته است ، بلكه در طول سدهء بعد تعداد زيادى از صوفيان خواننده ، در رأس همه با اشعار باشكوه رحمان بابا كه حدود سال 1709 در پيشاور درگذشته است و ترانه‌هايش برخى از اوقات تقريبا به گونهء سرودهاى مذهبى زيبا هستند ، قدم به صحنه گذاشتند . ولى استاد اصلى پشتو و در عين حال مردى كه در تاريخ مغول نقشى بارز و برجسته ايفا كرده است خوشحال خان ختك بود . خوشحال خان رهبر پاتانهاى ختك كه در جنوب پيشاور منطقه‌اى مخصوص به خود دارند ، در سال 1645 در كنار شاه جهان ، در لشكركشى عليه بلخ و بدخشان جنگيده است . ولى حدود 20 سال بعد او به وسيلهء حكمران مغول حاكم بر كابل كه با تعدادى از بستگان متعددش كارها را اداره مىكرد ، به پيشاور فرستاده شد ، جايى كه دستگير و به دژ بدنام گواليور در هند مركزى ، برده شد . اشعارى كه او در آنها از
هامش
( 1 ) .khirul - bayan .( 2 ) .Landy .( 3 ) .Haiku .