تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
جهنم هندوستان صحبت مىكند ، قدرت شاعرى او را نشان مىدهند و وقتى كه او در سال 1669 اجازه يافت دوباره به وطنش بازگردد ، به طرفدارى از رهبر پاتانهاى افريدى پرداخت كه در تنگهء خيبر در سال 1672 مغولان را شكست داد . او خودش با پاتانهاى بنگاش كه طرف مغولان بودند ، جنگيد و در سال 1674 نقش فرماندهىاش را به اشرف يكى از پسرانش كه مثل خودش شاعر بود و بعدا به وسيلهء مغولان زندانى شد ، سپرد ، خوشحال در منطقهء پاتانها به اينجا و آنجا كوچ كرد و آنها را به اتحاد عليه مغولان فرا خواند . در كنار آن مجبور بود عليه تعدادى از 49 پسرش بجنگد ؛ او در منطقهء دست نيافتنى تيره مىزيست و در سال 1689 در منطقهء افريدى درگذشت . هيچ شاعرى در آن زمان اهداف سياسىاش ، نفرتش از مغولان و عشق مشتاقانه به وطنش را اين‌چنين غم‌انگيز مثل خوشحال خان كه مىخواست دور از جادهء بزرگ به خاك سپرده شود تا پس از مرگش هم صداى نعل اسبهاى مغولان را نشنود ، بيان نداشته است . چندين سال پيش در آنجا به جاى قبر حقيرانه‌اش آرامگاهى دلچسب و گيرا ساخته شد . خوشحال بنيانگذار اصلى شعر اوليهء غيرمذهبى پشتو است . او ظاهرا زمينه‌هاى پايان‌ناپذيرى براى موضوع دارد : ترانه‌هاى عاشقانهء شوريده - به عنوان مثال براى دختران آفريدى زيبا - شكار با قوش ، طب ، و اشعار سياسى . تأثيرات ادبيات فارسى كلاسيك ، بويژه از اشعار سعدى ( پسرش گلستان شاعر كلاسيك ايران را به پشتو ترجمه كرده است ) قابل مشاهده هستند و قالبهاى سنتى شعر شاعر بزرگ ايرانى ، اگرچه از نظر علم شعر و عروض با پشتو مطابقت كمى دارد ، ولى ماهرانه به كار برده شده است . خوشحال خان بر قالب محبوب رباعى نيز تسلط داشت و در خيلى از رباعياتش جهان‌بينى غيرقابل باورش را بيان داشته است . ولى نيز آشكار است كه او سنت صوفيان را خوب مىشناخته است . خوشحال استادى واقعىاش را در اشعارى براى ستايش از وطنش ، مثل تمجيد از پاييز و شاديهايش نشان مىدهد . شكوه‌هايش دربارهء ظلم و جور مغولان همواره باز هم به وسيلهء پاتانهاى عاشق آزادى ، تحت سلطهء هر بيگانه‌اى كه زيسته‌اند ، پذيرفته شده است ، و هيچ‌كس شديدتر از اين شاهزادهء پاتانى ، از رفتار اورنگ زيب انتقاد نكرده است .

سندى

اشعار كتبا حفظ شده به سندى ، زبانى كه در پايين دست رودخانهء ايندوس صحبت مىشود و از همهء زبانهاى جديد هندى غنىتر است ، كمى بيشتر از اشعار پشتو معروفيت دارند . در اينجا نيز سنتى شفاهى از اشعار حماسى ، افسانه‌ها ، ضرب المثلها و معماها از صدها سال باقى است . يك شاعر سندى بايد در دربار بغداد شعرى به زبان مادرىاش دكلمه كرده باشد ؛ ولى بازنويسى عربى آن قابل رمزگشايى نيست . شايد گينان « 1 » ، سرودهاى مذهبى اسماعيليان بخشى از ادبيات قديمى محفوظ مانده هستند . در زبان سندى نيز
هامش
( 1 ) .ginan .