تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
شدهء سبك هندى كه البته در آن امكانات مثبت اين سبك نيز ديده مىشود ، يافت مىشوند . در حالى كه مصرعهاى اين شاعر فيلسوف خيلى كم مىتوانند خوشايند ايرانيان باشند ( اخيرا برخى از اشعارش براى اولين‌بار در ايران چاپ شده‌اند ) ولى او شاعر محبوب مسلمانان آسياى مركزى است : در افغانستان گروه‌هاى زيادى وجود داشته‌اند كه به بديل پرداخته‌اند و تاجيك‌ها نيز عاشق اشعارش هستند ؛ او جزو شعرايى است كه محمد اقبال نيز به عنوان نيروى سازندهء مهم براى تكامل شخص خود ، از او تمجيد كرده است . ( 15 ) اينكه حزين « 1 » شاعر ايرانى گريخته از ايران كه در هند شاهد دورهء بسيار بد درهم ريختگى سياسى بوده است ، ناصر على و بديل را رد كرده و آثارشان را خنده‌دار ناميده است ، قضاوت خيلى از منتقدان را تحت تأثير قرار مىدهد . با وجود اينكه اردو به تدريج موقعيتى تعيين كننده را در شمال شبه قاره به دست مىآورد ، ادبيات هندى فارسى با مرگ اورنگ زيب در سال 1707 به هيچ وجه پايان نمىيابد . در دهلى تمام اديبان باز هم به فارسى خدمت كردند . عارفان و شعراى بزرگى كه غالبا نمايندهء اردو محسوب مىشدند - مير درد ، سودا ، مير - بخش مهمى از آثارشان را به فارسى تأليف كرده‌اند . شرح احوال عرفانى مير درد ( ف . 1785 ) ، علم الكتاب ، و همچنين دفاتر خاطرات روزانهء باروحش ، چهار ساله ، به فارسى زيباى كلاسيك نوشته شده‌اند . در آثار آخرين استاد دورهء مغول ، ميرزا غالب ( ف . 1869 ) ، شعر فارسى - قصيده‌ها ، غزلها ، و نثرها - بر مجلد نازك شعر اردويش كه اينك آوازهء او بر آن اتكا دارد ، تسلط دارد . محمد اقبال نيز در سدهء ما توازن بين دو زبان ادبى « اسلامى » را در هند حفظ كرده است .

پشتو

اكبر به وسيلهء مان سينگ يك جنبش مذهبى - سياسى را سركوب كرد و دستور داد آن را تقريبا تا انهدام كامل تعقيب كنند . اين جنبش روشنيه بود كه مخالفانش آن را « تاريكيه » نيز مىناميدند و نمايندگان اصلى آن پاتانهاى يوسف زهى بودند . بدين‌ترتيب اين جنبش براى امنيت مناطق مرزى شمال غربى نيز خطرناك به نظر مىرسيده است - براى اديبان مورخ ديدگاه ديگر روشنيه مجذوب كننده بود : چون بايزيد انصارى ، « پير روشن » ، از پشتو زبان مادرىاش براى اثر ادبىاش استفاده كرده است . خير البيان او بعضا به اين زبان نوشته شده است كه بدين‌وسيله نخستين‌بار به عنوان زبان ادبى ظاهر مىشود . پشتو يا پختو زبانى هندو آريايى است كه از صدها سال به عنوان محاوره بين پاتان‌ها ( پشتوها ) در
هامش
( 1 ) .Hazin .