تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
در آن زمان هنر نوشتن واژه‌نامه‌هاى پرمحتواى فارسى شكوفايى ويژه‌اى بشمار مىرفت . ( 13 ) خيلى از شعراى آن زمان ، بويژه دورهء شاه جهان دست‌كم براى بخشى از سال در كشمير ، سرزمين باغهاى محبوب فرمانروايان مغول ، مىزيستند . يكى از آنها قدسى بود كه شعر ستايش آميزش براى حضرت محمد ( ص ) هنوز هم دكلمه مىشود و كلمات قصار زيبايى نيز ساخته و تدوين كرده است :
خوب نيست كه آرزويى به پايان رسد - * صفحهء پرشده از نوشته برگردانده مىشود .
قدسى كه در سال 1649 درگذشت ، دوست شاعرى بود كه شعرش براى خوانندگان امروزى براحتى قابل دسترسى است . اين شاعر ابو طالب كليم است كه احتمالا از همدان به دربار مغول آمد و از جمله در مصرعهاى توصيف‌كننده ، خود را برجسته و ممتاز ساخته است . به لطف مصرعهايش در مىيابيم كه هم عصران با ديدن تخت طاووس چه انديشيده‌اند يا يك دربارى صاحب امتياز با ديدن آلبومهاى مينياتور و خوش‌نويسى چه عكس العملى نشان داده و كشمير چگونه به نظر مىرسيده است - نه فقط در شكوه و جلال شكوفه‌هاى شكفته ، بلكه در گل و شلى كه سرزمين زيبا را در زمستان از بهشت بودن در مىآورده است . همان‌طور كه قبلا ذكر شد شعر طولانى او دربارهء قحطى در دكن قابل توجه است ؛ ولى در اشعار بلندش بويژه تك‌مصرعها به خاطر ماندنى هستند . ( از مجموعه‌هاى شعر و شرح احوال شعرا تمايل نويسنده به نقل قول فقط بهترين مصرع از شعر ، ولى نه شعرى كامل ، قابل درك است ) . اشارات كوتاه و بجاى كليم هنوز هم خوانندهء امروزى غربى را به هيجان مىآورند :
نه فقط غنچهء خندان * باز هم از من مىگريزد ؛ خير ، خارهاى بيابان هم * حاشيه را از من دور مىكنند . رابطهء آنها با من * شبيه به ساحل و درياست : همواره دوباره نزديك من ، * ولى تا ابد در حال گريز از من ! رويداد اسف‌انگيز زندگى فقط دو روز دوام مىآورد * مىخواهم به تو بگويم اين دو چه نام دارند : يك روز ، دل را به اين و آن سپردن ؛ * يك روز ، سپس دوباره دل كندن .