معروف است ( اشارات گوته به آن در يادداشتها و رسالههاى ديوان غربى - شرقى قابل مقايسه است ! ) ولى اين بىرحمى در سبك هندى بيشتر تشديد مىشود و شعر اردو كه در كنار فارسى تكامل پيدا كرده است آن را گرفته و قبول مىكند ، به نحوى كه سرانجام گلسرخها ، زخمها ، آتش و خون و شراب ، غيرقابل تفكيك مرتبط شدهاند .
به تجسمات نادرى كه غالبا به نحوى غيرعادى نيز تركيب مىشوند ، ويژگيهاى دستورى مثل استفاده از مصدرها در حالت جمع ، اضافه مىگردند و غالبا به يك زبان ادبى خيلى پيچيدهء مرتبط با جمله پردازيهايى به زبان عاميانه كه براى اردو نيز معتبر است ، مبدل مىشود . ميرزا غالب آخرين شاعر كلاسيك فارسى و اردو كه دوازده سال پس از پايان حكومت مغول در دهلى درگذشت ، استاد اينچنين قالبهاى علم بديع است .
براى خوانندهء اروپايى برخى از ديدگاههاى اين شعر به سختى قابل لذت است ؛ كاربرد زيركانهء موضوعات و قالبهاى خاص فقط مختص آگاهان است . همانطور كه استادان صنعتگر دورهء مغول دانههاى خشخاش را سوراخ مىكردند يا جواهرات ريز را با متنهاى پرمعنى تزيين مىنمودند و مىتوانستند روى بافتههاى بسيار نازك به صورتى بسيار ارزشمند سوزندوزى كنند ، شعرا نيز موفق به نشان دادن قطعات هنرى هيجانآور مىشدند . يكى از آن هنرها ساختن ماده تاريخ با حساب ابجد است . اين هنر در همه جا ، به ويژه در شرق دنياى اسلامى معروف بود . از آنجا كه هر يك از حروف عربى داراى يك رقم و عدد است ( كه طبق ترتيب الفباى عربى محاسبه مىشود ) مىتوان به راحتى نامها و اعداد را مرتبط كرد : احمد براساس ، ا 1 ، ح 8 ، م 40 ، د 4 ، جمعا عدد 53 را تشكيل مىدهد . از آنجا كه مصوتهاى كوتاه در خط عربى همراه نوشته نمىشوند ، نقشى هم بازى نمىكنند .
هنر ساختن مادهء تاريخ نزد مغولان نيز محبوبيت زيادى كسب كرد و يك شاعر ماهر مىتوانست به وسيلهء يك ماده تاريخ پرمفهوم با مرگ يك همنوع ، عقيدهاش را دربارهء شخصيت شخص فوت شده بيان نمايد . مثلا در مرگ فيضى ، شاعر دربارى عاشق سگ ، از جمله گفته شده است : چه سگ پرستى مرد ! ( تاريخ 1004 / 1595 ) .
مثلا هنگام به تخت نشستن جهانگير ماده تاريخهاى متعددى ساخته شدند كه از آنها برخى حتى روى سكهها ضرب گرديدند . هنگام به تخت نشستن همايون پدربزرگش گفته شده است : « خير الملوك » ، ( 937 - 1530 ) و هنگام مرگش ، « همايون پادشاه ، از بام افتاد » . ( 963 - 1556 ) . ( 9 )
اثر جامع فارسى هفت قلزم ، « هفت دريا » ، كه در اواخر دورهء مغول به وسيلهء « قاضى الدين حيدر » سلطان آواده چاپ شده است ، شامل نمونههاى زيادى از اين هنر است . در آن شعرى وجود دارد كه نيم مصرع اولش هربار تاريخ بر تخت نشستن اكبر ( 963 ه . / 1556 ) را ارائه مىكند ، در حالى كه نيم مصرع دوم
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: آنه مارى شيمل
ص٢٩٠