تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
اگرچه اين اصطلاح در اصل تابستان سرخ‌پوستان ، يعنى جنگلهاى رنگارنگ شمال آمريكا در پاييز را وصف مىكند ، اجازه مىدهد كه براحتى در شعر مغول هند به كار برده شود . چون رنگهاى شعر تغيير كرده‌اند ، غيرعادى شده‌اند ، ولى در پايان ظاهرا آرام به پاييز ماليخوليايى دورهء مغول يا همان‌طور كه پرسيوال اسپير « 1 » آن را ناميده است ، به غروب مغول اشاره مىكنند . تأليف آثار كلاسيك تقليدى ، چه اشعار حماسى رزمى ، و چه اشعار عاشقانه يا ستايش‌آميز ، بيشتر و بيشتر متداول شد . شاعر اگر شعرى با ضمين يكسان ، يعنى مصرعى با وزن و قافيهء يك اثر معروف مىنوشت ، تحسين مىشد . او مىتوانست در اين ميان هنرش را به خوبى نشان دهد : زيرا نه فقط بيان تجربهء شخصى ، يعنى غزلسرايى خاطرهء فراموش نشدنى در مفهوم مدرن اروپايى ، بلكه تنظيم ظريف‌تر قالبها و تجسمات يك‌بار به دست داده شده ، نيز مورد درخواست و انتظار بود . در اينجا مىتوان به هنر تغيير آهنگها در موسيقى اروپايى انديشيد . هرچه زمان پيش مىرفت ، به همان اندازه بيشتر از آثار هنرمندان كلاسيك ايرانى قرن 11 تا 15 استفاده مىشد و ايده‌هاى جديدى كه در چنين مضمونى به وجود آمده بودند ، تحسين مىشدند . همان‌طور كه نظيرى يكى از بزرگ‌ترين شعراى مغول مىنويسد ، بايد كه « مفهومى زياد استفاده و كهنه شده » پيدا كرد . شعر كلاسيك فارسى براى هماهنگىاش معروف است ؛ تجسمات بايد به زيباترين نحو به يكديگر مربوط باشند و حتى اگر بيگانه‌اى زحمت پى بردن كامل به ساختار اسرارآميز مصرعى را داشته باشد ، يك ايرانى فورا الگوى شعر را تشخيص مىدهد و مىداند كه چرا شاعر به تركيب خاصى از تجسمات و گره زدن جملات مبادرت ورزيده است . در سبك هندى اين هماهنگى بيشتر اوقات گسسته شده است . تجسمات وابسته هنوز با يكديگر مرتبط نشده رابطه‌هايى بيشتر غيرمنتظره و نيز بد سليقه براى احساس ما ، ظاهر مىشوند كه در نتيجه ترجمهء « شاعرانهء » يك شعر هندى - فارسى از يك غزل كلاسيك دشوارتر است . علاوه بر اين مفاهيم جديدى وارد مىشوند ، اگرچه چنين تصاويرى بعضى اوقات با موضوعات تصوير شده در نقاشيهاى مينياتورى كه هم زمان به وجود آمده‌اند ، تطبيق مىكنند . در اينجا به عنوان مثال واژهء « عينك » مرتبط با موضوع است - نخستين تصاويرى كه نقاش يا عالمى را كه عينكى فنرى روى بينىاش دارد ، نشان مىدهند ، مربوط به نيمهء دوم قرن 16 هستند و فقط كمى بعد است كه شعرا ؛ قاسم كاهى ، فيضى ، و ديگران - با اين واژهء كاملا غيرشاعرانه براى ما ، بازى مىكنند . ( 5 ) آيا حتى خورشيد و ماه براى آسمان عينكى نيستند كه از پشت آن آسمان كار اسليمى بسيار ظريف را روى جلد كتابى از دورهء شاه جهان ، مشاهده مىكند ؟ كليم اين‌چنين مىانديشد . ( 6 ) زمان كوتاهى پس از اينكه سلطان جهانگير به وسيلهء نقاش دربارش به همان نحو كه روى يك ساعت
هامش
( 1 ) .PercivalSpear .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 287 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى