تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و نه فقط شعراى ايرانى ، بلكه تعداد زيادى شعراى هندى نيز به وسيلهء او مورد تشويق قرار گرفته‌اند و برايش مديحه‌سرايى كرده‌اند . ( 3 ) شاهزاده دانيال كوچك‌ترين پسر اكبر شعر هندى را دوست داشت و خودش مصرعهايى به اين زبان شعر سروده است . يك شاعرهء مسلمان به نام « تاج » نيز بايد اشعارى هندى نوشته باشد . از اميران مختلف در قرن 16 و 17 نقل مىشود كه هندى را دوست مىداشتند . خوب محمد چيشتى صوفى شاعر را نبايد فراموش كرد كه در دورهء اكبر در گوجرات مىزيست و دست نوشته‌هاى مهمى به هندى گوجراتى تأليف كرده است . علاقه به شعر هندى تا روزهاى شاه جهان ادامه داشت : شاعرى به نام مانيراما « 1 » براى شاه جهان آباد پايتخت نوساز دهلى شعر سرود و وقتى شاعر هندى ديگرى به نام پانديت راساگانگادهار لقب شاعر بزرگ شاه جهان را دريافت داشت ، او را با نقره وزن كردند . ( 4 ) از آنجا كه هندوها نقش مهمى به عنوان طالع‌بين ايفا مىكردند ، يك سرى آثار هندى دربارهء موضوعات طالع‌بينى تأليف گرديد . علاقه به نوشته‌هاى سانسكريت از مدتها پيش وجود داشت - آمرتاكوندا « 2 » خيلى پيش با عنوان بحر الحيات به عربى ترجمه شده بود ، ولى در دورهء اكبر زبان مقدس هندوها به وسيلهء حكومت بسيار مراقبت و حفظ مىشد . تعدادى از آثار اصلى به سانسكريت به وسيلهء نويسندگان هندو يا جينى به دربار ارائه شدند . ساماياسميدارجه « 3 » يك عالم جينى در سال 1592 در لاهور حضور يافت تا اثر سانسكريتش را به اكبر ارائه كند . او براى تأييد كارش عنوان اوپنادهيايا « 4 » را دريافت داشت . بيربال با تخلصش براهمن ، مصاحبى كه به دربار اكبر آمد و تا مقام راجه ارتقا يافت ، مفتخر به دريافت عنوان كاوى راى « 5 » از اكبر شد . او جزو محرم‌ترين اطرافيان فرمانروا ، يعنى نوراتان « 6 » ، نه جواهر بود . نام شاعران جينى كه اكبر را ستايش مىكردند ، بسيار به چشم مىخورد - يكى از آنان با سرودن حدود 128 مصرع شعر به سانسكريت ، فرمانروا را تمجيد كرده است . يك نسل بعد رودرا كاوى « 7 » در مدح خان خانان عبد الرحيم ، دانيال پسر اكبر و نيز خرم پسر جهانگير و شاه جهان آينده ، به سانسكريت اشعارى سرود . شاه جهان نيز پس از به تخت نشستن با مديحه‌سراييهايى به سانسكريت كه شاعرى از بنارس
هامش
( 1 ) .Manirama .( 2 ) .Amrtakunda .( 3 ) .Samayasmidarjee .( 4 ) .Upnadhyaya .( 5 ) .Kaviray .( 6 ) .nauratan .( 7 ) .RudraKavi .
در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 282 | آنه مارى شيمل / فرامرز نجد سميعى