تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در قلمروى خانان مغول ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
جواهر العجايب نوشته شده است ، نشان مىدهند كه تركى جغتايى در اوايل دورهء مغول در سند نيز محبوب بوده است . بديهى است كه زبان تركى بيشتر از همه در ارتش محبوب بوده است كه اكثرا از خاندان ترك اصل و ريشه داشتند . فرماندهء لشكر بايرام خان ديوانى بسيار خوب به تركى و فارسى به‌جا گذاشت كه مصرعهايش ، همان‌طور كه بدائونى مىگويد ، ( 3 ) ورد زبان همگان بود . اين عبد الرحيم خان خانان پسر بايرام خان بود كه تزوك بابر را بر اساس يك ترجمهء قديمى از تركى به فارسى برگرداند و شخصا چند قطعه شعر كوتاه بىادعا به زبان تركى سروده است . ( 4 ) اينكه همايون با يكى از خدمتكارانش تركى صحبت مىكرده است ، به وسيلهء ابو الفضل و بيشتر به وسيلهء جوهر ( 5 ) خدمتكار مخصوصش گزارش شده است . زبان اجدادى همواره در دربار زنده ماند ، در حالى كه علاقه به تركى در زمان اكبر كمى فرونشست ، چونكه او بيشتر به دنياى هند تمايل داشت . ولى جهانگير پسرش ، با غرور يادآور مىشود : « با وجود اينكه در هندوستان بزرگ شده‌ام ، ولى از تركى بىاطلاع نيستم » ، و بدين‌ترتيب او دست‌نويسى از خاطرات بابر را به تركى به اتمام رسانده است . يك تاجر انگليسى به نام ويليام هندلاين « 1 » كه در سال 1610 به هند آمد و مىتوانست تركى صحبت كند ، براى مدتى رفيق ميگسارى جهانگير شد . جهانگير از اينكه يكى از محارمش عمامه‌اى مختص آسياى مركزى بر سر داشت ، مشعوف شده بود . جهان‌آرا نوهء جهانگير نيز بايد با زبان اجدادش آشنا بوده باشد . مناسبات بين قلمروى مغول و تركيه عثمانى باعث گرديدند كه دانشمندان هر دو منطقه براى ادبيات يكديگر متقابلا توجه نشان دهند ، تفاسير متعدد تركى - عثمانى اشعار فارسى عرفى ، ملك الشعراى دورهء اكبر ( ف . 1591 ) در استانبول تأليف شدند . در واقع برخى حتى به تركى عثمانى ترجمه گرديدند و اينكه نفعى « 2 » شاعر عثمانى قصيده‌اى در ستايش جهانگير نوشته است ، علايق مشترك را نشان مىدهد . ما همچنين اطلاع پيدا مىكنيم كه اكبر كه مراد ، پسرش ، را به يزوئيتها سپرد تا كمى زبان پرتقالى ياد گيرد ، خسرو ، نوه‌اش را به مطالعه و بررسى دقيق هندى راهنمايى كرد ، در حالى كه خرم ، شاه جهان بعدى ، از « تاتار خان » تركى فرا مىگرفت . ( 6 ) در دورهء حاكميت شاه جهان ، فرد مورد اعتمادش كه در عراق بود تا اسب خريدارى كند ، توانست با سلطان عثمانى ، سلطان مراد چهارم به زبان تركى به توافق برسد . ( 7 ) نبايد فراموش شود كه عنصر تركى نه فقط در سند و دهلى مهم بود ، بلكه در دكن ، جايى كه عادل شاهيهاى بيجاپور مثل قطب شاهيهاى گلكندا افتخار به اصل و نسب تركى مىكردند ، نيز اهميت داشت ، اگرچه تركى در آنجا ، تا جايى كه مىتوان ديد ، به عنوان زبان ادبيات كاربرد نداشته است . ولى در دهلى گروه تورانى سنى ترك نسب با اكثريت شيعهء فراكسيون ايرانى رويارويى رو به رشد
هامش
( 1 ) .W . Handlin .( 2 ) .Nefi .