در سال 1819 ، اظفرى آخرين شاهزادهء مغولى كه واقعا به زبان اجدادى آسياى مركزى تسلط داشت ، درگذشت . رمزگشايى دست خط او در نسخهء دستنويسى كه در مدرس نگهدارى مىشود ، وظيفهء استادان تركىشناسى صبور و با حوصله است .
سانسكريت - هندى
در حالى كه علاقه به زبان تركى در دربار مغول همواره زنده ماند ، در كنار آن علاقه به هندى و زبان هندى جديد همخانواده با آن نيز رشد كرد . پس از اينكه در قرن 14 نخستينبار اشعارى حماسى به هندى نوشته شده بودند مثل لورچنده « 1 » ، مولانا داود ، در زمان بابر منظومهء حماسى معروف پدماوات « 2 » به وسيلهء ملك محمد جائزى به وجود آمد و اكبر نه فقط شعر فارسى را دوست داشت ، بلكه از سرودهاى هندى ، بدانگونه كه مثلا به وسيلهء صوفيان در آرامگاه معين الدين چيشتى در اجمر خوانده مىشد ، لذت مىبرد . او كمى هم هندى مىدانسته است و جهانگير اشاره مىكند كه شخصى به نام لعل كالاوانت « 3 » آنچه را كه با هندى در ارتباط بود به پدرش آموخته است . منابع ، تعدادى از شعراى هندى را نام مىبرند كه براى فرمانروايان مغول نوشتهاند و بدائونى تعريف مىكند كه چگونه برهان الدين كلپى كه جزو فرقهء مهدويه بود در سال 1559 در چنار يك شعر حماسى زيباى عرفانى به هندىاش را دكلمه كرده است .
يك سال بعد سورداس « 4 » ، مهاكاوى « 5 » ، شاعر بزرگ ، اكبر را ملاقات كرد و تمام خاندان شعراى هند افتخار مىكردند كه مورد توجه فرمانروايان مغول هستند : يكى از اين شعرا افتخار مىكرد كه پدربزرگش به وسيلهء اكبر ، پدرش به وسيلهء جهانگير ، و خودش به وسيلهء شاه جهان ، مورد تشويق قرار گرفته است .
شاه جهان يك هندىنويس شاعر دربار به نام سوندرداس داشت كه به لقب مهاكاوى راى شاعر بزرگ مفتخر شده و بدينوسيله با ابو طالب كليم همكارش كه به فارسى شعر مىسرود ، همشأن و مقام گرديده بود . ( 1 )
شاعر معروف هندى دورهء اكبر و جهانگير ، تولس داس ( ف . 1623 ) بود . ( 2 ) او با بزرگان دربار كاملا صميمى بود : هم ژنرال هندى مان سينگ و هم خان خانان عبد الرحيم با او دوست بودند ، خان خانان تا امروز به عنوان مؤلف اشعار هندى لطيف و به ويژه زيبا كه هميشه بسيار تحسين مىشوند ، معروف است
هامش
( 1 ) .LorChanda .( 2 ) .Padmavat .( 3 ) .LalKalawant .( 4 ) .Surdas .( 5 ) .mahakavi .